الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
به وبلاگ من خوش آمدید

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ

و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

منبع (ادامه ...)

تفسیر صفحۀ ۴۶ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۰ - تفسیر نور:

«وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُهُ وَ مالِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصارٍ» و هر مالی را که انفاق کرده‌‏اید، یا نذری را که نذر کرده‌‏اید، پس قطعاً خداوند آن را می‌‌داند و برای ستمگران هیچ یاوری نیست.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۰:

۱. حال که خداوند از انفاق ما با خبر است، پس بهترین مال را با والاترین اهداف خرج کنیم. «ما أَنْفَقْتُمْ» «فَإِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُهُ»

۲. انفاق، مخصوص ثروتمندان و اموال زیاد نیست، مال کم را نیز انفاق کنید. «مِنْ نَفَقَةٍ» گاهی یک برگ زرد پائیزی، کشتی چندین مورچه در حوض می‌‏شود.

۳. ایمان به اینکه خداوند می‌داند، بهترین دلگرمی برای انفاق و عمل به تعهّدات و نذرهاست. «فَإِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُهُ»

۴. تشویق و هشدار، در کنار هم عامل رشد است. جملۀ «فَإِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُهُ» عامل تشویق، و جملۀ «ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصارٍ» هشدار است.

۵. وفای به نذر، واجب و ترک آن ظلم است. «نَذَرْتُمْ» «ما لِلظَّالِمِینَ»

۶. ظلم به خود، راه توبه و کفّاره دارد، ولی در ظلمی که به محرومان به خاطر ترک انفاق می‌‏شود، ظالم هیچ یاوری ندارد. «وَ ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصارٍ»

۷. شفاعت، شامل حال افراد بخیل نمی‌‏شود.«وَ ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصارٍ»

همچنان‌که در سورۀ مدثّر آیۀ ۴۸ آمده است: «وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ» «فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِینَ» شفاعت شفیعان، آنان را (کسانی که انفاق نمی‌‏کنند) سود نمی‌‏رساند.

۸. اگر انگیزه بخل، استمداد و یاری خواستن از مال و مردم باشد، بدانید هر گاه قهر خداوند بیاید، نه مال و نه مردم کارآیی ندارند. «ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصارٍ»

۹. جرم، با جریمه باید متناسب باشد. کسی که در دنیا با انفاق، یار دیگران نیست، در آخرت هم دیگران یاور او نخواهند بود. «ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصارٍ»
تفسیر صفحۀ ۴۶ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۱ - تفسیر نور:

«إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِیَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئاتِکُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ» اگر صدقات را آشکارا بدهید، پس آن کار خوبی است، ولی اگر آنها را مخفی ساخته و به نیازمندان بدهید، پس این برای شما بهتر است و قسمتی از گناهان شما را می‌زداید و خداوند به آنچه انجام می‌‏دهید آگاه است.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۱:

امام باقر علیه‌السّلام ذیل این آیه فرمود: زکات واجب را علنی پرداخت کنید، ولی زکات مستحب را مخفیانه بدهید. «تفسیر نور الثقلین، ج ۱، ص ۲۸۹»

شاید دلیل این باشد که زکات واجب یک وظیفۀ عمومی، معمولی و دور از ریا است.

گرچه آیه در مورد کمک‌‌های مالی است، ولی در فرهنگ اسلام، به هر کار خیری صدقه گفته می‌‏شود؛ حتّی اگر سنگی را از میان راه مسلمین کنار زدیم، صدقه است. بنابراین کمک به محرومان از طریق علم و آبرو و وساطت نیز صدقه می‌‏باشد.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۱:

۱. انفاقِ علنی، سبب تشویق دیگران و رفع تهمت بخل از انسان و یک نوع تبلیغ عملی است. «فَنِعِمَّا هِیَ»

۲. شرط رسیدگی به فقرا، مسلمان بودن آنها نیست. «الْفُقَراءَ»

۳. با اینکه صدقات و زکات، مصارف زیادی دارد، لکن نام فقرا در آیه نشانۀ اولویّت آنان است. «تُؤْتُوهَاالْفُقَراءَ»

۴. شما باید به سراغ فقرا بروید، نه آنکه آنان به سراغ شما بیایند. «تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ» و نفرمود:«یأتکم الفقراء»

۵. انفاقِ پنهانی، از ریا و خودنمایی دور و به اخلاص نزدیک است و آبروی گیرنده صدقه را محفوظ نگه می‌دارد. «فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ»

۶. انسان، غریزۀ سودجویی و خیرخواهی دارد؛ گرچه در مصداق گاهی به سراغ شر می‌رود. لذا پیامبران الهی، مصادیق و نمونه‌های خیر را برای انسان بیان کرده‌‏اند. «فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ»

۷. کمک به فقرا، بخشی از گناهان صغیره را می‌‏بخشد «یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئاتِکُمْ». «سیئات» در قرآن در برابر گناهان کبیره آمده و به گناهان صغیره گفته می‏‌شود.

«إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ» «نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ» «نساء، ۳۱»

۸. آنچه مهم است علم خداست، نه اطلاع و آگاهی مردم. «وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ»
تفسیر صفحۀ ۴۶ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۲ - تفسیر نور:

«لَیْسَ عَلَیْکَ هُداهُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَلِأَنْفُسِکُمْ وَ ما تُنْفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ» هدایت یافتن آنان بر عهدۀ تو نیست، بلکه خداوند هر که را بخواهد (و شایسته باشد) هدایت می‌‏کند. و آنچه را از خوبی‌‏ها انفاق کنید، به نفع خودتان است. و جز برای کسب رضای خدا انفاق نکنید و (پاداش) آنچه از خوبی‌‏ها انفاق کنید به طور کامل به شما داده خواهد شد و بر شما ستم نخواهد شد.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۲:
شأن نزول - سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۲:

در تفسیر مجمع‌البیان و کبیر فخر رازی، شأن نزول‌هایی برای آیه ذکر شده است که از مفاد آنها بر می‌‏آید که مسلمانان در انفاق به فقرای مشرک و غیر مسلمان شک داشتند، وقتی از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله پرسیدند، این آیه نازل شد.

ضمناً در سیرۀ عملی پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و اهل بیت او علیهم‌السّلام نمونه‌‏های زیادی از کمک به غیر مسلمانان مشاهده می‌شود که حتّی برای کسانی که به آن بزرگواران ناسزا می‌‌گفتند و یا حقّ آنان را غصب کرده بودند، دلسوز و خیرخواه بودند.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۲:

۱. از ایجاد فشار اقتصادی و ترک انفاق، برای ایمان آوردن کفّار استفاده نکنید. «لَیْسَ عَلَیْکَ هُداهُمْ» «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَلِأَنْفُسِکُمْ»

۲. هدایت، توفیق الهی است که تنها شامل دلهای آماده می‌‏شود. «یَهْدِی مَنْ یَشاءُ»

۳. رسیدگی به محرومان، یک وظیفۀ انسانی است. پس بر غیر مسلمانان نیز انفاق کنید. «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَلِأَنْفُسِکُمْ»

۴. اسلام، مکتب انسان دوستی است و فقر و محرومیّت را حتّی برای غیر مسلمانان نیز نمی‏‌پسندد. «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَلِأَنْفُسِکُمْ»

۵. فایدۀ انفاق به خودتان باز می‌‌گردد و روح سخاوت را در شما زنده می‌کند. با انفاق از پیدایش اختلافات طبقاتی و انفجارهای اجتماعی جلوگیری شده و در جامعه ایجاد محبّت می‌گردد. انفاق مایۀ محرومیّت شما نیست، بلکه سبب مصونیّت شماست. «فَلِأَنْفُسِکُمْ»

۶. جز برای خداوند انفاق نکنید. زیرا تمام فوائد و آثار این جهانی، دیر یا زود از میان می‌‏رود، ولی اگر انفاق برای خدا باشد، تا ابد از برکات آن بهره‌مند خواهید بود. «إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ»

۷. مال و دارایی خیر است. «ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ»

۸. در انفاق دست و دل باز باشید. زیرا آنچه انفاق می‌کنید، بدون کم و کاست بازخواهید گرفت. «یُوَفَّ إِلَیْکُمْ»

۹. بهره‌‏گیری در قیامت، زمانی است که هدف از انفاق تنها رضای خدا باشد. «إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ» «یُوَفَّ إِلَیْکُمْ»
تفسیر صفحۀ ۴۶ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۳ - تفسیر نور:

«لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» (انفاق شما باید) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا محصور شده‌اند. (به خاطر دین خدا، از وطن آواره و یا در جبهه‌‏های جهاد هستند.) توان حرکت و سفر در زمین را (برای تأمین هزینۀ زندگی و یا کسب سرمایه برای تجارت)ندارند. از شدّت عفاف و آبروداری، شخص بی ‏اطلاع آنها را غنی می‌‏پندارد، امّا تو آنها را از سیما و چهره‌هایشان می‌‏شناسی. آنان هرگز با اصرار از مردم چیزی نمی‌‏خواهند. و هر چیز نیکو و خیری را (به این افراد) انفاق کنید، پس قطعاً خداوند به آن آگاه است.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۳:
شأن نزول - سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۳:

در برخی از تفاسیر همچون تفسیر کبیر فخر رازی، مجمع‌البیان و قرطبی آمده که این آیه دربارۀ اصحاب صُفّه نازل شده است.

اصحاب صفّه تقریباً چهارصد نفر بودند که از مکّه به مدینه هجرت کرده و چون در مدینه خانه و کاشانه و آشنایانی نداشتند، در کنار مسجد پیامبر روی صُفّه (سکّویی بزرگ) زندگی می‌‏کردند و اینان همیشه برای جهاد در راه خدا آماده بودند.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۳:

۱. فقرا، در اموال اغنیا حقّی دارند. «لِلْفُقَراءِ»

۲. باید به مجاهدان و کسانی که به خاطر فعالیّت‌‌های سیاسی برای مبارزه با طاغوت‌‏ها در محاصرۀ زندان‌‏ها و تبعیدگاه‌ها قرار دارند و مهاجران بی‌‏پناه و همۀ کسانی که در راه خدا دچار فقر شده و فرصت تلاش برای تأمین زندگی را ندارند، توجّه لازم صورت گیرد. «أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً»

۳. کسانی که می‌توانند با مسافرت و مهاجرت به نقطه‌ای دیگر زندگی خود را تأمین نمایند، نباید منتظر انفاق مردم باشند. «لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ»

۴. فقیران عفیف، پاکدامن و آبرودار، مورد ستایش خداوند هستند. «یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ»

۵. فقرای گمنام و محترم، در اولویّت هستند. «تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ»

۶. حتّی اگر ضرورتی پیش آمد، باز هم سؤالِ با اصرار از مردم نداشته باشید. «لا یَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً» تکدّی‌گری، ناپسند است.

۷. شرط انصاف نیست که گروهی خود و تمام هستی خود را فدا کرده و در محاصره قرار گیرند، ولی گروه دیگر حتّی از انفاق به آنان تنگ‌نظری داشته باشند. «لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا»

۸. بازنگری این آیه را که تمام کردم، هنوز قلم را به زمین نگذاشته بودم که شخصی وارد شد و روزنامه‌ای به دستم داد که از سیمای فرزانگان مطلبی نوشته بود. دیدم که با این آیه بسیار سازگار است.

آیت‌اللَّه میرزا علی آقا قاضی قدس سره استاد عرفان علّامه‌طباطبایی قدس سره را در نجف اشرف دیدند که از سبزی‌فروشی کاهوهای پلاسیده و نامرغوب را خریداری می‌کند، از او پرسیدند: چرا این کار را می‌کنی؟ فرمود: این مغازه‌‌دار شخص فقیری است، می‌خواهم به او کمک کنم، لکن میل دارم که هم آبرویش محفوظ بماند وهم به گرفتن مال بلا عوض عادت نکند! لذا این کاهوها را از او می‌خرم که به نوایی برسد و برای من فرق زیادی ندارد که کاهوی تازه مصرف کنم، یا کهنه.
تفسیر صفحۀ ۴۶ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۴ - تفسیر نور:

«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» کسانی که اموال خود را در شب و روز، پنهان و آشکارا انفاق می‌کنند، اجر و پاداششان نزد پروردگارشان است و نه ترسی برای آنهاست و نه غمگین می‏‌شوند.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۴:

در تفاسیر صافی، مجمع البیان، قرطبی و کبیر فخر رازی آمده که این آیه در شأن حضرت علی علیه‌السّلام نازل شده است. هنگامی که آن حضرت فقط چهار درهم ذخیره داشت، یک درهم را در روز، یک درهم را در شب، سومین آن را مخفیانه، و چهارمین درهم را آشکارا در راه خدا انفاق نمود.

البته وعدۀ این آیه، شامل همۀ کسانی می‌شود که این گونه عمل کنند. چنین افرادی نه از فقر و تنگدستی بیم دارند، چون به وعده‌های خداوند ایمان داشته و به او توکّل می‌کنند، و نه به خاطر انفاق، اندوهگین می‌شوند، چون به رضایت الهی و آثار اخروی انفاق توجّه دارند.

شاید دلیل آنکه «لیل» بر «نهار» و یا «سر» بر «علانیه» مقدّم شده است، آن باشد که انفاق‌های پنهانی در دل شب ارزش بیشتری دارد. «تفسیر مراغی»

این آیه به منزلۀ جمع‏‌بندی چهارده آیه گذشته است که دربارۀ انفاق بحث می‌‏کرد.

موضوعی که هیچ موردی در قرآن اینگونه مفصّل بحث نشده است.

آثار انفاق بر کسی پوشیده نیست؛ از جمله: تعدیل ثروت و کم شدن اختلافات طبقاتی، ایجاد محبّت، شکوفایی روح سخاوت و بالاتر از همه قرب به خداوند.

انفاق، علاوه‌بر انفاق مال و ثروت، شامل انفاقِ علم، آبرو و مقام نیز می‏‌شود.

کلمۀ انفاق، در لغت به معنای پر کردن گودال و در اصطلاح، به معنای پر کردن و بر طرف نمودن کمبودهای مالی است.

یادآوری این نکته لازم است که توجّه اسلام به مسئله انفاق، به معنای گداپروری و رواج تکدّی‌گری نیست. زیرا در بسیاری از روایات، از کسانی که بدون داشتن نیاز، از دیگران درخواست کمک می‌‏کنند، مذمّت شده و از سوی دیگر بهترین نوع انفاق، در اختیار قرار دادن ابزار کار به جای پول دادن، معرفی شده است.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۷۴:

۱. داشتن روحیّۀ انفاق و سخاوت مهم است، نه یکی دو بار انفاق آن هم از روی ترحّم. «یُنْفِقُونَ» فعل مضارع بر استمرار دلالت دارد.

۲. تعیین نشدن اجر الهی، نشانۀ گستردگی آن است. «أَجْرُهُمْ»

۳. وعده‌های الهی، بهترین مشوّق انسان در کارهای نیک است. «فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ»

۴. آرامش و امنیّت، از برکات انفاق است. «لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»

منبع: محسن قرائتی، تفسیر نور، ج ۱۶، ص ۴۳۴ - ۴۳۹.

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره مبارکه انعام آیات۱۵۴تا۱۵۷

ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَتَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ ﴿۱۵۴﴾

۱۵۴ - سپس به موسى كتاب (آسمانى ) داديم ، (نعمت خود را) بر آنها كه نيكوكار بودند تكميل كرديم ، و همه چيز را (كه مورد نياز آنها بود در آن ) روشن ساختيم ، كتابى كه مايه هدايت و رحمت بود، تا به لقاى پروردگارشان (به روز رستاخيز) ايمان بياورند.

Then to Moses We gave the Book, complete for him who does good, and (to make) plain all things, and guidance, and mercy, so that they might believe in the ultimate meeting with their Lord. (154)

وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿۱۵۵﴾
۱۵۵- و اين كتابى است پر بركت كه ما (بر تو) نازل كرديم ، از آن پيروى نمائيد و پرهيزگارى پيشه كنيد تا مورد رحمت قرار گيريد.

And We have sent down this blessed Book (the Holy Koran). Follow it and be cautious in order that you receive mercy, (155)

أَنْ تَقُولُوا إِنَّمَا أُنْزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَائِفَتَيْنِ مِنْ قَبْلِنَا وَإِنْ كُنَّا عَنْ دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿۱۵۶﴾
۱۵۶ - (ما اين كتاب را با اينهمه امتيازات نازل كرديم ) تا نگوئيد كتاب آسمانى تنها بر دو طايفه پيش از ما (بر يهود و نصارى ) نازل شده بود و ما از بحث و بررسى آنها بيخبر بوديم .

lest you should say: 'The Book was sent down only to two parties before us; we are inattentive to their study. ' (156)

أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءَكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ ﴿۱۵۷﴾

۱۵۷ - يا نگوئيد اگر كتاب آسمانى بر ما نازل مى شد از آنها هدايت يافته تر بوديم ، اينك آيات و دلايل روشن از جانب پروردگارتان براى شما آمد و همچنين هدايت
و رحمت او، با اينحال چه كسى ستمكارتر از آنها كه آيات خدا را تكذيب كردند و از آن روى گردانيدند يافت مى شود، اما بزودى كسانى را كه از آيات ما روى گردانيدند به خاطر همين اغراض بى دليلشان مجازات شديد خواهيم كرد.

Or (you say), 'Had the Book been sent down to us, we would have been better guided than they. ' Indeed a clear sign has now come to you from your Lord; a guidance and a mercy. And who is more harmful than he who belies the verses of Allah and turns away from them! We shall recompense those who turn away from Our verses with an evil punishment for their turning away. (157)

تفسیر
پاسخ قاطع به بهانه جويان :

در آيات قبل ، سخن از ده حكم اساسى و اصولى اسلام در ميان بود، كه در حقيقت زير بناى بسيارى از احكام اسلامى محسوب مى شود، و از تعبيراتى مانند: ان هذا صراطى مستقيما فاتبعوه (اين راه مستقيم من است ، از آن پيروى كنيد) و مانند آن بر مى آيد كه اين احكام ، مخصوص آئين و مذهب معينى نبوده ، بويژه اينكه تمام آنها از اصولى است كه عقل به روشنى ، آنها را تصديق و تاييد مى كند، و به اين ترتيب مضمون آيات گذشته بيان احكامى است كه نه تنها در اسلام بلكه در تمام اديان بوده است .
به دنبال آن در اين آيات ، مى گويد: سپس به موسى ، كتاب آسمانى داديم و نعمت خود را بر افراد نيكوكار و آنها كه تسليم فرمان ما و پيرو حق بودند كامل ساختيم (ثم آتينا موسى الكتاب تماما على الذى احسن ).
از آنچه گفتيم معنى كلمه (ثم ) كه در لغت عرب معمولا براى (عطف با تاءخير) مى باشد روشن مى گردد، و معنى آيه چنين خواهد بود، نخست به انبياى پيشين ، اين فرمانهاى همگانى و عمومى را ابلاغ كرديم ، سپس به موسى كتاب آسمانى داديم ، و اين برنامه ها و تمامى برنامه هاى لازم را در آن شرح داديم .
به اين ترتيب نيازى به توجيهات مختلف و احيانا ضعيف كه بعضى از مفسران گفته اند نخواهيم داشت .
ضمنا اين نكته نيز روشن شد كه (الذى احسن ) اشاره به تمام كسانى است
كه نيكوكارند و آماده پذيرش حق و قبول فرمان خدا.
(و در آن هر چيز كه مورد نياز بود، و در مسير تكامل انسان اثر داشت ، بازگو كرده ) (و تفصيلا لكل شى ء).
(و نيز اين كتاب ، كه بر موسى نازل شد، مايه هدايت و رحمت بود) (و هدى و رحمة ).
(تمام اين برنامه ها به خاطر آن بود كه در روز رستاخيز و لقاى پروردگار ايمان بياورند، و با ايمان به معاد، افكار و گفتار و رفتارشان پاك شود) (لعلهم بلقاء ربهم يومنون ).
ممكن است گفته شود اگر آئين موسى كامل بوده (آنچنان كه كلمه تماما از آن حكايت دارد) آئين مسيح و سپس آئين اسلام ، چه ضرورتى داشته است ؟!
ولى بايد توجه داشت كه : هر آئينى براى زمان خود، آئين جامع و كاملى است ، و محال است آئين ناقص از طرف خدا، نازل گردد، ولى همين آئين كه براى يكزمان كامل بود، ممكن است براى زمانهاى بعد، ناتمام و نارسا باشد، همانطور كه يك برنامه جامع و كامل براى دوره دبستان ، نسبت به دوره دبيرستان نارسا است ، و سر فرستادن پيامبران مختلف با كتب آسمانى متعدد، تا به آخرين پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و آخرين دستور منتهى گردد، نيز همين است ، البته هنگامى كه بشر آمادگى براى دستور نهائى پيدا كرد و دستور نهائى صادر شد، ديگر نيازى به آئين جديد نيست و درست همانند افراد فارغ التحصيل كه مى توانند بر اساس معلومات خود به پيشرفتهاى علمى از طريق مطالعه پيش بروند، پيروان چنين مذهبى نياز به آئين جديد نخواهند داشت و تحرك كافى را از همان آئين نهائى خواهند گرفت .
و نيز از اين آيه استفاده مى شود كه مسائل مربوط به قيامت در تورات اصلى به حد كافى بوده است ، و اگر مى بينيم در توراتهاى كنونى ، و كتابهاى وابسته
به آن جز در موارد نادرى اشاره به معاد و رستاخيز نشده است ، به نظر مى رسد كه بيشتر به خاطر تحريف يهود و دنياپرستانى بوده كه مايل بوده اند درباره قيامت كمتر سخن بگويند و كمتر سخن بشنوند.
البته در توراتهاى كنونى اشارات مختصرى به مساله قيامت شده است ، ولى به اندازه اى كم است كه بعضى مى خواهند بگويند يهود، اصولا به رستاخيز معتقد نيست ولى اين سخن به مبالغه شبيه تر است تا به يك واقعيت .
ضمنا بايد توجه داشت همانطور كه در جلد اول تفسير نمونه (صفحه 156) خاطر نشان ساختيم : منظور از ملاقات پروردگار كه در آيات قرآن آمده ، ملاقات حسى و رويت با چشم نيست ، بلكه يكنوع شهود باطنى و ملاقات روحانى است كه بر اثر تكامل انسان در رستاخيز صورت مى گيرد، و يا مشاهده پاداشها و كيفرهاى او در جهان ديگر است .
در آيه بعد، اشاره به نزول قرآن و تعليمات آن كرده و بحث آيه گذشته را تكميل مى نمايد و مى گويد: (اين كتابى است كه ما نازل كرده ايم ، كتابى است با عظمت و پر بركت و سرچشمه انواع خيرات و نيكيها) (و هذا كتاب انزلناه مبارك ) و (چون چنين است به طور كامل از آن پيروى كنيد، و پرهيزگارى پيشه نمائيد و از مخالفت با آن بپرهيزيد شايد مشمول رحمت خدا گرديد) (فاتبعوه و اتقوا لعلكم ترحمون )

در آيه بعد، تمام راههاى فرار و بهانه جوئيها را به روى مشركان بسته ، نخست به آنها مى گويد: (ما اين كتاب آسمانى را با اين امتيازات نازل كرديم تا نگوئيد كه تنها بر دو طايفه پيشين (يهود و نصارى ) كتاب آسمانى نازل شده ، و
ما از بحث و بررسى و مطالعه آنها غافل بوده ايم ، و اگر از فرمان تو سرپيچى كرديم به خاطر اين بوده است كه فرمان تو در دست ديگران بود و به دست ما نرسيد)
(ان تقولوا انما انزل الكتاب على طائفتين من قبلنا و ان كنا عن دراستهم لغافلين )
در آيه بعد همان بهانه به صورت دامنه دارتر و آميخته با ادعا و غرور بيشتر از آنها نقل شده است ، و آن اينكه ، اگر قرآن بر آنها نازل نمى شد، ممكن بود ادعا كنند ما بقدرى براى انجام فرمان الهى آمادگى داشتيم كه هيچ ملتى به اندازه ما آمادگى نداشت : (و اگر كتاب آسمانى بر ما نازل مى شد، ما از همه آنها پذيراتر و هدايت يافته تر بوديم ) (او تقولوا لو انا انزل علينا الكتاب لكنا اهدى منهم )
در حقيقت ، آيه قبل ، منعكس كننده اين بهانه بود كه اگر ما به راه نيامده ايم بر اثر بيخبرى از كتب آسمانى بوده و اين بيخبرى معلول آن بوده است كه اين كتب بر ديگران نازل گرديده ، اما اين آيه منعكس كننده حس خود برتربينى آنها و ادعاى بى اساسى است كه در مورد امتياز نژاد عرب بر ديگران داشته اند.
نظير همين معنى در سوره فاطر آيه 42 از قول مشركان به صورت يك مساله قاطع نه به عنوان يك قضيه شرطيه نقل شده است ، آنجا كه مى گويد: (مشركان با نهايت تاكيد قسم ياد كردند كه اگر پيامبرى به سوى آنها بيايد از تمام امتها هدايت يافته تر خواهند بود).
و به هر حال قرآن در برابر اين ادعاها مى گويد: خداوند تمام راههاى
بهانه جوئى را بر شما بسته است زيرا آيات و دلائل روشن از طرف پروردگار براى شما آمد، آميخته با هدايت الهى و رحمت پروردگار) (فقد جائكم بينة من ربكم و هدى و رحمة ).
جالب اينكه به جاى تعبير به كتاب آسمانى ، تعبير به (بينه ) شده است ، اشاره به اينكه اين كتاب آسمانى از هر نظر روشن و روشنگر و آميخته با دلائل قاطع است .
(با اين حال آيا كسى ستمكارتر از آنها كه تكذيب آيات خدا مى كنند و از آن اعراض مى نمايند پيدا مى شود؟) (فمن اظلم ممن كذب بايات الله و صدف عنها)
(صدف ) از ماده (صدف ) (بر وزن حذف ) به معنى اعراض كردن شديد و بدون تفكر از چيزى است ، اشاره به اينكه آنها نه تنها از آيات خدا روى گردانيدند بلكه با شدت از آن فاصله گرفتند، بدون اينكه درباره آن كمترين فكر و انديشه اى به كار برند. گاهى اين كلمه به معنى جلوگيرى كردن و ممانعت ديگران نيز آمده است .
در پايان آيه ، مجازات دردناك اين گونه افراد لجوج و بى فكرى كه مطالعه نكرده حقايق را به شدت انكار مى كنند و از آن مى گريزند حتى سد راه ديگران مى شوند، در يك جمله كوتاه و رسا بيان كرده مى گويد:
(به زودى كسانى را كه از آيات ما روى مى گردانند، گرفتار مجازاتهاى شديد خواهيم كرد، و اين به خاطر همان اعراض بى رويه و بى دليل آنها است )
(سنجزى الذين يصدفون عن آياتنا سوء العذاب بما كانوا يصدفون )
(سوء العذاب ) اگر چه به معنى (مجازات بد) است ، ولى چون مجازات بد، مجازاتى است كه در نوع خود شديد و فوق العاده دردناك باشد، بسيارى از مفسران آن را به (مجازات شديد) تفسير كرده اند.
تكرار جمله (يصدفون ) در هنگام بيان كيفر اينگونه اشخاص ، به خاطر روشن ساختن اين حقيقت است كه تمام گرفتاريها و بدبختيهاى آنان از اينجا سرچشمه مى گيرد كه بدون فكر و مطالعه از حقايق ، رويگردان مى شوند، و اگر حداقل به عنوان يك شخص ‍ جستجوگر و در حال شك به خود اجازه مطالعه مى دادند هيچگاه گرفتار چنين عواقب دردناكى نمى شدند.

امام خامنه‌ای در دیدار دست‌اندرکاران و کارگزاران حج؛
حج، میقاتی بین‌المللی و میعادی جهانی با منافع متعدد دنیوی و اخروی
۲۷ /اردیبهشت/ ۱۴۰۲

بخشی از وصیت‌نامه شهید علی هاشمی فرمانده قرارگاه سری نصرت | شهادت: 4 تیر سال 1367 جزیره مجنون

و ای امّت مسلمان ... بدانید که این منافقان هرگاه قدرت به دستشان بیفتد، آن چنان با شما رفتار می‌کنند که مغولان با ایرانی‌ها کردند. به قول امام عزیزمان که می‌فرمایند: منافقین از کفار بدترند، به راستی چه سخن درستی است؛ چون این منافقان هستند که خون شهیدان ما را پایمال می‌کنند ...
ای امّت شهید پرور ایران، ما رفتیم، ولی مسئولیّتش را بردوش یک به یک شما گذاشتیم و آن رسوای منافقین است و حفاظت از خون شهدا ...
شما همیشه خون ما را زنده نگه دارید، تا اسلام زنده بماند...

ای امّت شهید پرور، هرکس به دست این منافقان شهید بشود، بدانید خار چشم آنان بوده و چون مانعی بوده
با شهید کردن، این مانع را از سرراه برداشته اند، ولی نمی دانند، خون شهیدان مانعی دیگری شود سر راه آنها ...

و وصیّتی دیگر، ای امّت شهیدپرور، فقط توجّه داشته باشید که شما مانند اهل کوفه نشوید، مردم کوفه امام حسین (علیه السلام) را دعوت کردند، ولی او را با سراز بدن جداشده، به مهمانی پذیرفتند و شما که مولایمان و نور چشممان خمینی عزیز رادعوت کردید.

همه با هم ندا سر دادید، حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله، مبادا از این عقیده بر گردید که اهل کوفه هستید.

مبادا شیطانک‌ها شما را بفریبند، همین طوری که ابن زیاد لعنت الله به وسیله ی زر و زور مردم کوفه را به پیمان شکنی در تاریخ ثبت کرد.

و شما ای منافقان! ای کسانی که فریب زرق و برق دنیا را خورده اید، آیا هیچ گاه فکر کرده اید که برای چه این کارها را که مورد خشم خداوند است، انجام می دهید؟

آیا هیچ‌گاه فکر کرده‌اید که سرانجام این کارها به کجا می‌کشد؟ شما که طاقت ایستادگی در مقابل تیغ حزب الله را ندارید، پس بیایید به سوی نور و توبه کنید ...

شهید احمدرضا احدی رتبه اول کنکور پزشکی سال64

بخشی از وصیت‌نامه:

فقط نگذارید حرف امام به زمین بماند. همین

شهید «حسن ترک»
12 مهر 1341 در همدان چشم به جهان گشود. وی با آغاز جنگ تحمیلی به عضویت سپاه پاسداران درآمد و عازم جبهه شد. سرانجام دوم اسفند 1364 طی عملیات والفجر هشت در حالی که مسئوليت طرح و عمليات تيپ انصارالحسين (ع) را بر عهده داشت به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

بخشی از وصیت‌نامه:
برادران و خواهران! توصيه شديد می‌کنم به شما در تربيت نسل خردسال و نوجوان زيرا كه تضمين آينده اسلام است. اين غنچه‌های نشكفته را دريابيد و شما هستيد كه از اين افراد می‌توانيد بزرگان فردا را بسازيد از اين زمينه‌های مناسب براي رشد كه شكل نگرفته استفاده كنيم و طبق احكام خدا شكل دهيم، پدران و مادران در آشنايی فرزندانشان با قرآن و جلسات و برنامه‌های مذهبی بكوشيد و تشويقشان كنند...

https://harimeharam.ir/shahid/483

بخشی از وصیت‌نامه شهید مدافع حرم شهید علی یزدانی (علی امینی)

تاریخ شهادت: 03/01/1394 ... محل شهادت: عراق

اینجانب علی یزدانی، فرزند غلامحسین در صحت کامل جسمی شهادت می‌دهم به وحدانیت خدا و صدق کلام پیامبران و راستی و درستی چهارده معصوم علیهما السلام و نیز باور دارم که تنها راه سعادت و خوشبختی انسان ها پیروی از ائمه در سایه ولایت فقیه مطلقه می‌باشد ...

بخشی از وصیت‌نامه شهید مدافع حرم شهید مرتضی کریمی (ابوحنانه)

شهادت: 21/10/1394 در خانطومان - سوریه

 از تمامي دوستان و آشنايان و خانواده خودم تقاضا دارم به فرامين مقام معظم رهبري گوش فرا دهند تاگمراه نشوند زيرا ايشان بهترين دوست شناس و دشمن شناس است ...

https://www.golzar.info/326753

https://harimeharam.ir/shahid/113

شهید محمد حسین آهنگ

شهید مهرداد حسین‌پور

شهید محمدعلی نقاشیان

شهید مجید صادقی

شهید محمود خوشبین

شهید محمودرضا قنبریان علویجه

شهید محمود شیری

شهید منوچهر علیئی

شهید مسعود احمدی‌نژاد

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ یَرِ‌ثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ

و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

ویژه نامه ولادت حضرت علی اکبر (علیه السلام) ...

ویژه نامه نیمه شعبان

ویژه نامه دهه فجر و انقلاب اسلامی

تفسیر صفحۀ ۴۵ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۵ - تفسیر نور:

«وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» و مَثل کسانی که اموال خود را در طلب رضای خداوند و استواری روح خود انفاق می‌کنند، همچون مَثل باغی است که در نقطه‌ای بلند باشد (و از هوای آزاد به حدّ کافی بهره بگیرد) و باران‌های درشت به آن برسد و میوۀ خود را دوچندان بدهد. و اگر باران درشتی نبارد، باران‌‏های ریز و شبنم (ببارد تا همیشه این باغ شاداب و پُرطراوت باشد) و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۵:

۱. اگر هدف، تحصیل رضای خداوند و رشد و کمال روحی باشد، کارها بارور می‌شود. «ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ» «فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَیْنِ»

۲. اخلاص، ساده به دست نمی‌آید؛ باید به سراغ آن رفت. «ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ»

۳. کارهای خالص، همچون مزرعه‏‌ای در نقطه‌ای مرتفع است که از خرابی سیل محفوظ است. «بِرَبْوَةٍ أَصابَها»

۴. اگر هدف خدا باشد، از جلوه‌ها و جمال‌ها هم محروم نمی‌شویم. مخلصین در جامعه محبوب‌تر از ریاکارانند.«جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ» انفاق خالص، همانند مزرعۀ در دامنۀ کوه و زمین مرتفع است، که همه مردم آن را می‌بینند و از آن لذّت می‌‏برند.

۵. مهم‌تر از امکانات، بهره‏‌گیری از امکانات است. بارانِ ریز یا درشت مهم نیست؛ مهم آن است که زمین بتواند آن را جذب کند. «فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ»
تفسیر صفحۀ ۴۵ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۶ - تفسیر نور:

«أَ یَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَنْ تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَ أَعْنابٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَاالْأَنْهارُ لَهُ فِیها مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ وَ أَصابَهُ الْکِبَرُ وَ لَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفاءُ فَأَصابَها إِعْصارٌ فِیهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ» آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته که از زیر درختان آن نهرها در جریان و برای او در آن (باغ) از هر گونه میوه‏‌ای وجود داشته باشد و در حالی که به سن پیری رسیده و فرزندانی (کوچک و) ضعیف دارد، گردبادی همراه با آتش سوزان به آن باغ بوزد و باغ را یکسره بسوزاند. این چنین خداوند آیات را برای شما بیان می‌کند تا شاید اندیشه کنید.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۶:

انسان هنگامی که پیر و عیال‌مند شد، توان تولیدش از بین می‌رود، ولی نیاز و مصرفش شدید می‌شود. حال اگر منبع درآمدش نیز نابود شود، به ذلّت کشیده می‌شود.

انسان در قیامت، از یک‌سو توان عمل صالح ندارد و از سوی دیگر نیازش شدید است. در این حال اگر کارهای صالحش با منّت و ریا محو شده باشد، به چه ذلّتی می‌رسد.

خرما و انگور، از مفیدترین میوه‌ها می‌باشند و در قرآن نام آنها به کرّات آمده است.

پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله فرمودند: هر کس «لا اله الا الله» بگوید به واسطۀ آن کار، درختی در بهشت برای او کاشته می‌شود و همچنین است هر کس «الله اکبر» بگوید.

شخصی به پیامبر گفت: پس درختان ما در بهشت بسیار است! حضرت فرمودند: آری، به شرط آنکه آتشی به دنبال آن نفرستید و آن را نسوزانید. «بحار، ج ۸، ص ۱۸۶»
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۶:

۱. خودت را به جای دیگران بگذار تا مسائل را خوب درک کنی. «أَ یَوَدُّ أَحَدُکُمْ»

۲. از مثال‌های طبیعی که زمان و مکان و عصر و نسل در آن اثر نمی‌‏گذارد، استفاده کنیم. «جَنَّةٌ مِنْ نَخِیلٍ وَ أَعْنابٍ»

۳. منّت و آزار بعد از انفاق، همچون باد سوزانی است بر باغی سرسبز، و آتشی بر بوستانی خرّم. «فَاحْتَرَقَتْ»

۴. رشد یافتن، تدریجی است؛ ولی تخریب و حبط عمل در یک لحظه است. «فَأَصابَها إِعْصارٌ فِیهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ»

۵. مثال‌های قرآن، برای فکر کردن است. «لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ»
تفسیر صفحۀ ۴۵ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۷ - تفسیر نور:

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لا تَیَمَّمُوا الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذِیهِ إِلاَّ أَنْ تُغْمِضُوافِیهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ» ای کسانی که ایمان آورده‌‏اید! از پاکیزه‌ترین چیزهایی که به دست آورده‌‏اید و از آنچه ما برای شما از زمین رویانیده‌ایم، انفاق کنید و برای انفاق به سراغ قسمت‏‌های ناپاک (و پست) نروید، در حالی که خود شما هم حاضر نیستید آنها را بپذیرید مگر از روی اغماض (و ناچاری) و بدانید که خداوند بی‌نیاز و ستوده است.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۷:

آیات قبل، شرایط انفاق‌کننده را مطرح کرد و این آیه شرایط چیزهایی را بیان می‏‌کند که به محرومان انفاق می‌شود.

امام باقر علیه‌السّلام ذیل این آیه فرمودند: بعضی از مسلمانان درآمدهای حرامی مانند ربا داشتند که صرف فقرا می‌کردند؛ این آیه آنان را نهی نمود. «تفسیر برهان، ج ۱، ص ۲۵۵ و راهنما»
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۷:

۱. هدف از انفاق، رهایی از بخل است، نه رهایی از اشیای بی‌‏ارزش و نامطلوب. «أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ»

۲. در انفاق، تفاوتی میان پول نقد یا کالا نیست. «ما کَسَبْتُمْ» «مِمَّا أَخْرَجْنا»

۳. بخششِ بادآورده‌ها مهم نیست، بلکه بخشش از دست‌رنج، دارای ارزش است. «ما کَسَبْتُمْ»

۴. در انفاق باید کرامت محرومان محفوظ بماند. «وَ لا تَیَمَّمُوا الْخَبِیثَ»

۵. نه تنها از چیزهای ناپاک و پست انفاق نکنید، بلکه به فکر آن نیز نیفتید. «وَ لا تَیَمَّمُوا»

۶. و جدان انسان، بهترین معیار برای شناخت پسندیده و ناپسند است. هر آنچه را می‌پسندی که به تو انفاق کنند، شایسته است که انفاق کنی و اگر آن را دوست نمی‌‏داری، شایستۀ انفاق نیست. «لَسْتُمْ بِآخِذِیهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا»

۷. هر فرد ثروتمندی احتمال فقیر شدن خود را بدهد؛ شاید روزی دستِ دهندۀ شما، دستِ گیرنده شد. «بِآخِذِیهِ»

۸. گرفتن مال نامرغوب، نشانۀ رضایت فقرا نیست، بلکه نشانۀ استیصال آنان است. «تُغْمِضُوا» یعنی شما هم با اغماض و سختی ممکن است چیزی را بگیرید، ولی این نشانۀ رضایت شما نیست.

۹. اثر انفاق به خود شما برمی‌گردد، وگرنه خداوند غنی و بی‌نیاز است. «أَنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ»

۱۰. غنای الهی همراه با کمالات و محبوبیّت است. «غَنِیٌّ حَمِیدٌ»
تفسیر صفحۀ ۴۵ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۸ - تفسیر نور:

«الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ» شیطان (به هنگام انفاق) شما را از فقر و تهیدستی بیم می‌دهد و شما را به فحشا و زشتی‌‏ها فرا می‌خواند؛ ولی خداوند از جانب خود به شما وعدۀ آمرزش و فزونی می‌‏دهد و خداوند وسعت‌بخش داناست.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۸:

به هنگام انفاق، شیطان به سراغ انسان می‌آید و القاء می‌کند که اگر امروز انفاق کنی فردا خودت فقیر خواهی شد، بهتر است اموالت را ذخیره کنی تا به هنگام پیری و بیماری و... خرج نمایی. اینها القائات و وعده‌های شیطانی است.

نیاز ما در فردای قیامت به مغفرت الهی، به مراتب بیشتر از نیاز ما در فردای دنیاست. مبادا مغفرت الهی را با خیال رفاه در زندگی مبادله کنیم. زیرا:

اوّلًا: شاید پیر نشدم و نیازمند نشدم، ولی در قیامت نیاز من قطعی است؛

ثانیاً: شاید مالی که امروز برای فردا نگه می‌دارم، باقی نماند، ولی انفاقِ امروز حتماً برای فردای قیامت باقی است؛

ثالثاً: شاید از مال اندوختۀ امروز در فردای پیری نتوانم بهره‌مند شوم، ولی از انفاق امروز بهره‌مندی در قیامت قطعی است؛

رابعاً: بهره‌مندی انسان از اندوختۀ خود در دوران پیری، موقّتی است، ولی بهره‏‌گیری انسان از انفاق در قیامت ابدی است «تفسیر فخر رازی، ذیل آیه».
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۸:

۱. شیطان، انسان را از انفاق اموال مرغوب باز می‌‏دارد. «أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ» «الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ»

۲. بخل شما، فقرا را به فساد و فحشا می‌کشاند. «یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ»

۳. انسان در انتخاب راه خدا یا شیطان، آزاد است. «الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ» «وَ اللَّهُ یَعِدُکُمْ»

۴. اطرافیانی که انسان را از انفاق باز‌می‌دارند و از آینده می‌ترسانند، ولی نسبت به گناهان تشویق می‌نمایند، شیطان هستند. «الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ»

۵. میان فقر و فحشا، رابطه است. بسیاری از گناهان به خاطر ترس از فقر است. «یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ»

۶. انفاق نکردن و یا انفاق از اموال نامرغوب، از نمونه‌های زشتی و فحشا می‌‏باشد. «لا تَیَمَّمُوا الْخَبِیثَ» «الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ»

۷. انفاق، مال را زیاد می‌کند و سبب آمرزش گناهان است. «أَنْفِقُوا» «اللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا»

۸. با موانع انفاق و افکار شیطانی، مبارزه کنید. در برابر ترس از فقر، به یاد فضل و لطف خدا باشید. «مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا»

۹. هر فکر و توهّمی که برای شما تنگ‌نظری، ترس و اثر منفی بیاورد، شیطانی است و هر فکر و الهامی که برای شما حرکت، نشاط و سعۀ‌صدر آورد، الهی است. «وَ اللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا»
تفسیر صفحۀ ۴۵ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۹ - تفسیر نور:

«یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ» (خداوند) حکمت و بینش را به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می‌دهد و به هر کس حکمت داده شود، همانا خیری فراوان به او داده شده است و جز خردمندان (از این نکته) متذکّر نمی‌گردند.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۹:

«الْأَلْبابِ» جمع «لب» به معنای مغز است و به همۀ انسان‏ ها «أُولُوا الْأَلْبابِ» نمی‌‏گویند، بلکه تنها به خردمندانی می‌گویند که عقل خود را به کار گیرند و راه زندگی و سعادت واقعی خود را بیابند.

حکمت را به معنی معرفت و شناختِ اسرار و آگاهی از حقایق و رسیدن به حق دانسته‌اند که خداوند به بعضی از افراد به خاطر پاکی و تقوی و تلاش عطا می‌‏کند، تا آنان وسوسه‌‏های شیطانی را از الهامات الهی باز شناخته و چاه را از راه و شعار را از شعور تشخیص دهند و این خیر کثیر است.

در روایات می‌خوانیم: حکمت، معرفت و تفقّه در دین است. حکمت، اطاعت از خدا، شناخت امام و پرهیز از گناهان کبیره است. «تفسیر نور الثقلین، ج ۱، ص ۲۸۷»
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۹:

۱. گرچه مال و ثروت خیر است، ولی خیرِ کثیر، داشتنِ دید و قدرت تشخیص است. کسانی که از آن خیر انفاق کنند به خیر کثیر می‌رسند. «أَنْفِقُوا» «یُؤْتِی الْحِکْمَةَ»

۲. شیطان وعدۀ فقر، و خداوند وعدۀ مغفرت و فضل می‌دهد. امّا تشخیص و انتخاب هر یک از این دو راه، حکمت لازم دارد. «یُؤْتِی الْحِکْمَةَ»

۳. همۀ دنیا متاع قلیل است، «مَتاعُ الدُّنْیا قَلِیلٌ» «نساء، ۷۷» ولی حکمت خیر کثیر است. اگر همه امکانات مادّی فدای دست‌یابی به حکمت و بینش صحیح گردد، ارزش دارد. «فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً»

۴. حکمت هدیه‌ای کلیدی و مادر همۀ خیرات است. هر که آن را داشت چیزهای زیادی خواهد داشت. «وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً»

۵. هر کسی به ارزش حکمت پی نمی‌برد. «ما یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ» دنیاگرایان بر مال و آمار و محاسبات مادّی تکیه می‌کنند و سود و زیان را بر اساس مادّیات می‌‏سنجند، ولی دوراندیشان عاقل و راه‌‏شناسان اندیشمند، از بعد دیگری محاسبه می‌‏کنند.

منبع: محسن قرائتی، تفسیر نور، ج ۱، ص ۴۲۸ - ۴۳۳.

بسم الله الرحمن الرحیم

چگونه از خدا طلب کنیم؟

حضرت امام صادق علیه السلام

إنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَعْلَمُ مَا یُرِیدُ الْعَبْدُ إِذَا دَعَاهُ وَ لَکِنَّهُ یُحِبُّ أَنْ تُبَثَّ إِلَیْهِ الْحَوَائِجُ فَإِذَا دَعَوْتَ فَسَمِّ حَاجَتَک‏

وقتی بنده دعای می کند، خداوند تبارک و تعالی می داند که او چه می خواهد؛ ولی دوست دارد که نیازهایش را به تفصیل بیان کند. پس آنگاه که دعا می کنی، حاجت خود را به صورت مشخّص از او بخواه.

«کافی» ج ۲ ص ۴۷۶

زندگی خوش در سایه ایمان

مردی به نام رمیله تب دار بود؛ هنگام نماز رسید و به سختی غسل نمود و برای نماز جماعت به مسجد رفت، بعد از نماز جماعت تا از درب مسجد بیرون آمد، امیرالمومنین علی علیه السلام را دید که دست مبارک بر روی شانه های رمیله گذاشت و فرمودند: رمیله! دچار تب شدیدی بودی ولی باز هم برای نماز جماعت به مسجد آمدی!
رمیله متحیر و متعجب شد و عرض کرد: بله سرورم ، اما شما چطور متوجه شدید!؟
امیرالمومنین امام علی علیه السلام لبخندی زد و فرمودند: ای رمیله، هیچ زن و مرد مومنی نیست که مریض شود ،مگر اینکه ما بخاطر مریضی او مریض میشویم و هرگاه محزون میشود ما بخاطر او محزون میشویم و هر زمان دعا کند ما به او آمین میگوییم و وقتی ساکت باشد مابرای او دعا میکنیم و در هرکجا در مشرق و مغرب ، مرد و زن مومنی باشد ما با او هستیم .

بصارئر الدرجات : ۷۲، بحارالانوار ج ۲۶، ص ۱۴۰

تفسیر سوره مبارکه انعام آیات ۱۵۱تا۱۵۳

قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلَّا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَکُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإِیَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۱۵۱﴾
۱۵۱ - بگو بیائید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم : اینکه چیزى را شریک خدا قرار ندهید، و به پدر و مادر نیکى کنید، و فرزندانتان را از (ترس ) فقر نکشید، ما شما و آنها را روزى مى دهیم ، و نزدیک کارهاى زشت و قبیح نروید چه آشکار باشد چه پنهان ، و نفسى را که خداوند محترم شمرده به قتل نرسانید، مگر به حق (و از روى استحقاق ) این چیزى است که خداوند شما را به آن سفارش کرده ، تا درک کنید.

Say: 'Come, I will recite to you what your Lord forbids you; that you shall associate anything with Him; that you shall be good to your parents, that you shall not kill your children because of poverty, We provide for you and for them, that you shall not commit foul deeds whether openly or in secret, and that you shall not kill the soul that Allah has forbidden except by right. With such Allah� charges you, in order that you understand. (151)

وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْیَتِیمِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ لَا نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ﴿۱۵۲﴾

۱۵۲ - و به مال یتیم جز به نحو احسن (و براى اصلاح ) نزدیک نشوید تا به حد رشد برسد، و حق پیمانه و وزن را به عدالت ادا کنید، هیچکس را جز به مقدار
توانائى تکلیف نمى کنیم ، و هنگامى که سخنى مى گوئید عدالت را رعایت نمائید حتى اگر در مورد نزدیکان بوده باشد، این چیزى است که خداوند شما را به آن سفارش مى کند تا متذکر شوید.

Do not touch the wealth of the orphan, except in the fairer manner until he reaches maturity. Give just weight and full measure, We never charge a soul with more than it can bear. When you speak, be just, even if it affects your own kinsmen. Fulfill the covenant of Allah. With such He charges you, in order that you remember. (152)

وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (۱۵۳)

۱۵۳ - و اینکه این راه مستقیم من است از آن پیروى کنید و از راههاى مختلف (و انحرافى ) پیروى نکنید که شما را از راه حق دور مى سازد، این چیزى است که خداوند شما را به آن سفارش مى کند تا پرهیزگار شوید.

This Path of Mine is straight. Follow it and do not follow other paths, for they will scatter you away from His Path. With such Allah charges you, in order that you be cautious. (153)

تفسیر
فرمانهاى دهگانه !
پس از نفى احکام ساختگى مشرکان که در آیات قبل ، گذشت ، این سه آیه اشاره به اصول محرمات در اسلام کرده و گناهان کبیره ردیف اول را ضمن بیان کوتاه و پر مغز و جالبى در ده قسمت بیان مى کند، و از آنها دعوت مى نماید که بیایند و حرامهاى واقعى الهى را بشنوند و تحریمهاى دروغین را کنار بگذارند. نخست مى گوید به آنها بگو بیائید تا آنچه را خدا بر شما تحریم کرده است بخوانم و برشمرم (قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم ):
1 - اینکه هیچ چیز را شریک و همتاى خدا قرار ندهید (الا تشرکوا به شیئا).
2 - نسبت به پدر و مادر نیکى کنید (و بالوالدین احسانا).
3 - فرزندان خود را به خاطر تنگدستى و فقر نکشید (و لا تقتلوا اولادکم من املاق ).
زیرا روزى شما و آنها همه به دست ما است و ما همه را روزى مى دهیم (نحن نرزقکم و ایاهم ).
4 - به اعمال زشت و قبیح نزدیک نشوید، خواه آشکار باشد خواه پنهان
یعنى نه تنها انجام ندهید بلکه به آن هم نزدیک نشوید (و لا تقربوا الفواحش ما ظهر منها و ما بطن ).
5 - دست به خون بیگناهان نیالائید و نفوسى را که خداوند محترم شمرده و ریختن خون آنها مجاز نیست به قتل نرسانید مگر اینکه طبق قانون الهى اجازه قتل آنها داده شده باشد (مثل اینکه قاتل باشند) (و لا تقتلوا النفس التى حرم الله الا بالحق ).
به دنبال این پنج قسمت براى تاکید بیشتر مى فرماید: اینها امورى است که خداوند به شما توصیه کرده ، تا دریابید و از ارتکاب آنها خوددارى نمائید (ذلکم وصاکم به لعلکم تعقلون ).
6 - هیچگاه جز به قصد اصلاح نزدیک مال یتیمان نشوید، تا هنگامى که به حد بلوغ برسند (و لا تقربوا مال الیتیم الا بالتى هى احسن حتى یبلغ اشده ).
7 - کم فروشى نکنید و حق پیمانه و وزن را با عدالت ادا کنید، (و اوفوا الکیل و المیزان بالقسط).
و از آنجا که هر قدر انسان دقت در پیمانه و وزن کند باز ممکن است ، مختصر کم و زیادى صورت گیرد که سنجش آن با پیمانه ها و ترازوهاى معمولى امکان پذیر نیست ، به دنبال این جمله اضافه مى کند هیچکس را جز به اندازه توانائى تکلیف نمى کنیم (لا نکلف نفسا الا وسعها).
8 - به هنگام داورى یا شهادت و یا در هر مورد دیگر سخنى مى گوئید عدالت را رعایت کنید و از مسیر حق منحرف نشوید، هر چند در مورد خویشاوندان شما باشد و داورى و شهادت به حق به زیان آنها تمام گردد (و اذا قلتم فاعدلوا و لو کان ذا قربى ).
9 - به عهد الهى وفا کنید و آنرا نشکنید (و بعهد الله اوفوا).
در اینکه منظور از عهد الهى در این آیه چیست ، مفسران احتمالاتى داده اند، ولى مفهوم آیه ، همه پیمانهاى الهى را اعم از پیمانهاى (تکوینى ) و (تشریعى ) و تکالیف الهى و هر گونه عهد و نذر و قسم را شامل مى شود.
و باز براى تاکید در پایان این چهار قسمت ، مى فرماید: (اینها امورى است که خداوند به شما توصیه مى کند، تا متذکر شوید) (ذلکم وصاکم به لعلکم تذکرون ).
10 - (این راه مستقیم من ، راه توحید، راه حق و عدالت ، راه پاکى و تقوا است از آن پیروى کنید و هرگز در راههاى انحرافى و پراکنده گام ننهید که شما را از راه خدا منحرف و پراکنده مى کند و تخم نفاق و اختلاف را در میان شما مى پاشد (و ان هذا صراطى مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله ). و در پایان همه اینها براى سومین بار تاکید مى کند که اینها امورى است که خداوند به شما توصیه مى کند تا پرهیزگار شوید (ذلکم وصاکم به لعلکم تتقون ).
در اینجا به چند نکته باید توجه کرد:
1 - شروع از توحید و پایان به نفى اختلاف - قابل ملاحظه اینکه در این دستورات دهگانه ، نخست از تحریم شرک شروع شده است که در واقع سرچشمه اصلى همه مفاسد اجتماعى و محرمات الهى است ، و در پایان نیز به نفى اختلاف
که یکنوع شرک عملى محسوب میشود، پایان یافته است .
این موضوع اهمیت مساله توحید را در همه اصول و فروع اسلامى روشن میسازد که توحید تنها یک اصل دینى نیست بلکه روح تمام تعلیمات اسلام میباشد،
2 - تاءکیدهاى پى در پى - در پایان هر یک از این آیات سه گانه به عنوان تاکید جمله ذلکم وصاکم به ، (این چیزى است که خداوند شما را به آن توصیه میکند) آمده است ، با این تفاوت که در آیه اول با جمله لعلکم تعقلون و در آیه دوم با جمله لعلکم تذکرون و در جمله سوم با جمله لعلکم تتقون ختم شده است .
و این تعبیرات مختلف و حساب شده گویا اشاره به این نکته است که نخستین مرحله به هنگام دریافت یک حکم ، (تعقل ) و درک آن است ، مرحله بعد، مرحله یادآورى و (تذکر) و جذب آن مى باشد و مرحله سوم که مرحله نهائى است ، مرحله عمل و پیاده کردن و (تقوا) و پرهیزگارى است .
درست است که هر کدام از این جمله هاى سه گانه بعد از ذکر چند قسمت از ده فرمان فوق آمده است ولى روشن است که این مراحل سه گانه اختصاص به احکام معینى ندارد، زیرا هر حکمى تعقل و تذکر و تقوا و عمل لازم دارد، بلکه در حقیقت رعایت جنبه هاى فصاحت و بلاغت ایجاب کرده که این تاکیدات در میان آن احکام ده گانه پخش گردد.
3 - فرمانهاى جاویدان - شاید نیاز به تذکر نداشته باشد که این فرمانهاى دهگانه اختصاصى به آئین اسلام ندارد بلکه در همه ادیان بوده است ، اگر چه در اسلام به صورت گسترده ترى مورد بحث قرار گرفته است ، و در حقیقت همه آنها از فرمانهائى است که عقل و منطق به روشنى ، آنها را درک مى کند، و به اصطلاح
از (مستقلات عقلیه ) است و لذا در قرآن مجید در آئین انبیاى دیگر نیز این احکام کم و بیش دیده مى شود.
4 - اهمیت نیکى به پدر و مادر - ذکر نیکى به پدر و مادر، بلافاصله بعد از مبارزه با شرک ، و قبل از دستورهاى مهمى همانند تحریم قتل نفس ، و اجراى اصول عدالت ، دلیل بر اهمیت فوق العاده حق پدر و مادر در دستورهاى اسلامى است .
این موضوع وقتى روشنتر مى شود که توجه کنیم به جاى تحریم آزار پدر و مادر که هماهنگ با سایر تحریمهاى این آیه است ، موضوع احسان و نیکى کردن ، ذکر شده است یعنى نه تنها ایجاد ناراحتى براى آنها حرام است بلکه علاوه بر آن ، احسان و نیکى در مورد آنان نیز لازم و ضرورى است .
و جالبتر اینکه کلمه (احسان ) را به وسیله (ب) متعدى ساخته و فرموده است (بالوالدین احسانا)، و میدانیم احسان گاهى با (الى ) و گاهى با (ب ) ذکر مى شود، در صورتى که با الى ذکر شود، مفهوم آن نیکى کردن است هر چند بطور غیر مستقیم و بالواسطه باشد، اما هنگامى که با (ب ) ذکر مى شود معنى آن نیکى کردن بطور مستقیم و بدون واسطه است ، بنابراین آیه تاکید مى کند که موضوع نیکى به پدر و مادر را باید آنقدر اهمیت داد که شخصا و بدون واسطه به آن اقدام نمود.
5 - قتل فرزندان به خاطر گرسنگى -
از این آیات بر مى آید که عربهاى دوران جاهلى نه تنها دختران خویش را به خاطر تعصبهاى غلط زنده به گور
مى کردند بلکه پسران را که سرمایه بزرگى در جامعه آن روز محسوب مى شد، نیز از ترس فقر و تنگدستى به قتل مى رسانیدند خداوند در این آیه آنها را به خوان گسترده نعمت پروردگار که ضعیفترین موجودات نیز از آن روزى مى برند توجه داده و از این کار باز مى دارد.
با نهایت تاسف این عمل جاهلى در عصر و زمان ما در شکل دیگرى تکرار مى شود، و به عنوان کمبود احتمالى مواد غذائى روى زمین ، کودکان بى گناه در عالم جنینى از طریق کورتاژ به قتل مى رسند.
گر چه امروز براى سقط جنین دلائل بى اساس دیگرى نیز ذکر مى کنند، ولى مساله فقر و کمبود مواد غذائى یکى از دلائل عمده آن است .
اینها و مسائل دیگرى شبیه به آن ، نشان مى دهد که عصر جاهلیت در زمان ما به شکل دیگرى تکرار مى شود و (جاهلیت قرن بیستم ) حتى در جهانى وحشتناکتر و گسترده تر از جاهلیت قبل از اسلام است .

- منظور از فواحش چیست ؟ - (فواحش ) جمع (فاحشه ) به معنى گناهانى است که فوق العاده زشت و تنفرآمیز است ، بنابراین پیمان شکنى و کم فروشى و شرک و مانند اینها اگر چه از گناهان کبیره مى باشند، ولى ذکر آنها در مقابل فواحش به خاطر همان تفاوت مفهوم است .
7 - نزدیک این گناهان نشوید - در آیات فوق ، در دو مورد تعبیر به لا تقربوا (نزدیک نشوید) شده است ، این موضوع در مورد بعضى از گناهان دیگر نیز در قرآن تکرار شده است ، به نظر مى رسد که این تعبیر در مورد گناهانى است که (وسوسه انگیز) است مانند (زنا و فحشاء) و (اموال بى دفاع یتیمان ) و
امثال اینها، لذا به مردم اخطار مى کند که به آنها نزدیک نشوند تا تحت تاثیر وسوسه هاى شدیدشان قرار نگیرند.
8 - گناهان آشکار و پنهان - شک نیست که جمله (ما ظهر منها و ما بطن ) هر گونه گناه زشت آشکار و پنهانى را شامل مى شود، ولى در بعضى از احادیث از امام باقر (ع ) نقل شده که فرمود: ما ظهر هو الزنا و ما بطن هو المحالة : (منظور از گناه آشکار، زنا و منظور از گناه پنهان ، گرفتن معشوقه هاى نامشروع پنهانى و مخفیانه است ) اما روشن است که ذکر این مواد به عنوان بیان یک مصداق روشن است ، نه اینکه منحصر به همین مورد بوده باشد.
9 - ده فرمان یهود - در تورات در فصل 20 سفر خروج احکام دهگانه اى دیده میشود که به عنوان ده فرمان در میان یهود معروف شده است که از جمله دوم شروع مى شود و به هفدهم از آن فصل ، پایان مى یابد.
با مقایسه میان آن ده فرمان و آنچه در آیات فوق مى خوانیم روشن مى شود که فاصله فوق العاده زیادى میان این دو برنامه است ، البته نمى توان اطمینان یافت که تورات کنونى در این قسمت مانند بسیارى از قسمتهاى دیگر دستخوش تحریف نشده باشد، ولى آنچه مسلم است ده فرمان موجود در تورات اگر چه مشتمل بر مسائل لازمى است اما از نظر وسعت و ابعاد اخلاقى و اجتماعى و عقیده اى در سطحى بسیار پائینتر از مفاد آیات فوق است .
10 - چگونه این چند آیه چهره مدینه را تغییر داد ؟!
در بحارالانوار و همچنین در کتاب اعلام الورى داستان جالبى دیده مى شود که از تاثیر فوق العاده آیات فوق در نفوس شنوندگان حکایت مى کند و ما این
جریان را طبق نقل بحار الانوار از على بن ابراهیم به طور خلاصه ذیلا مى آوریم :
(اسعد بن زراره ) و (ذکوان بن عبد قیس ) که از طایفه (خزرج ) بودند، به مکه آمدند در حالى که میان طایفه (اوس ) و (خزرج ) جنگ طولانى بود و مدتها شب و روز سلاح بر زمین نمى گذاشتند، و آخرین جنگ آنها روز (بعاث ) بود که در آن جنگ طایفه اوس بر خزرج پیشى گرفت ، به همین جهت اسعد و ذکوان به مکه آمدند تا از مردم مکه پیمانى بر ضد طایفه اوس ‍ بگیرند، هنگامى که به خانه (عتبة بن ربیعه ) وارد شدند و جریان را براى او گفتند در پاسخ گفت :
شهر ما از شهر شما دور است ، مخصوصا گرفتارى تازه اى پیدا کرده ایم که ما را سخت به خود مشغول داشته ، (اسعد) پرسید چه گرفتارى ؟ شما که در حرم امن زندگى دارید.
(عتبه ) گفت : مردى در میان ما ظهور کرده که مى گوید: فرستاده خدا هستم ! عقل ما را ناچیز مى شمرد و به خدایان ما بد مى گوید، جوانان ما را فاسد و اجتماع ما را پراکنده نموده است !
(اسعد) پرسید این مرد چه نسبتى به شما دارد؟ گفت : فرزند عبدالله بن عبدالمطلب و اتفاقا از خانواده هاى شریف ما است .
(اسعد) و (ذکوان ) در فکر فرو رفتند و به خاطرشان آمد که از یهود مدینه مى شنیدند به همین زودى پیامبرى در مکه ظهور خواهد کرد، و به مدینه هجرت خواهد نمود.
(اسعد) پیش خود گفت : نکند این همان کسى باشد که یهود از او خبر مى دادند.
سپس پرسید او کجاست ؟
(عتبه ) گفت در حجر اسماعیل کنار خانه خدا هم اکنون نشسته است
آنها در دره اى از کوه محاصره هستند و تنها در موسم حج و عمره ماه رجب آزادى مى یابند، و وارد جمعیت مى شوند ولى من به تو توصیه مى کنم به سخنان او گوش مده و یک کلمه با او حرف مزن که او ساحر غریبى است .
- و این در ایامى بود که مسلمانان در شعب ابى طالب محاصره بودند.
اسعد رو به عتبه کرد و گفت پس چه کنم ؟ محرم شده ام و بر من لازم است که طواف خانه کعبه کنم ، تو به من مى گوئى به او نزدیک نشوم ؟!
(عتبه ) گفت : مقدارى پنبه در گوشهاى خود قرار بده تا سخنان او را نشنوى ! اسعد وارد مسجدالحرام شد، در حالى که هر دو گوش خود را با پنبه سخت بسته بود، و مشغول طواف خانه کعبه شد در حالى که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) با جمعى از بنى هاشم در حجر اسماعیل در کنار خانه کعبه نشسته بودند.
او نگاهى به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) کرد و به سرعت گذشت ، در دور دوم طواف با خود گفت : هیچکس احمقتر از من نیست !، آیا مى شود یک چنین داستان مهمى در مکه بر سر زبانها باشد و من از آن خبرى نگیرم و قوم خود را در جریان نگذارم ؟!، به دنبال این فکر، دست کرد پنبه ها را از گوش بیرون آورد و به دور افکند و در جلو پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) قرار گرفت و پرسید به چه چیز ما را دعوت مى کنى ؟
پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: به شهادت به یگانگى خدا و اینکه من فرستاده اویم و شما را به این کارها دعوت مى کنم و سپس آیات سه گانه ، فوق که مشتمل بر دستورات دهگانه بود تلاوت کرد.
هنگامى که اسعد این سخنان پرمعنى و روح پرور را که با نهاد و جانش آشنا بود شنید، به کلى منقلب شد و فریاد زد اشهد ان لا اله الا الله و انک رسول الله .
اى رسول خدا پدر و مادرم فداى تو باد، من اهل یثربم ، از طایفه خزرجم ، ارتباط ما با برادرانمان از طایفه اوس بر اثر جنگهاى طولانى گسسته ، شاید خداوند
به کمک تو این پیوند گسسته را برقرار سازد.
اى پیامبر! ما وصف ترا از طایفه یهود شنیده بودیم و همواره ما را از ظهور تو بشارت مى دادند و ما امیدواریم که شهر ما هجرتگاه تو گردد، زیرا یهود از کتب آسمانى خود چنین به ما خبر دادند، شکر مى کنم که خدا مرا به سوى تو فرستاد، به خدا سوگند جز براى بستن پیمان جنگى بر ضد دشمنان به مکه نیامده بودم ، ولى خداوند مرا به پیروزى بزرگترى نائل کرد.
سپس رفیق او (ذکوان ) نیز مسلمان شد و هر دو از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) تقاضا کردند مبلغى همراه آنها به مدینه بفرستد تا به مردم تعلیم قرآن دهد و به اسلام دعوت نماید و آتش جنگها خاموش گردد، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) (مصعب بن عمیر) را همراه آنها به مدینه فرستاد و از آن زمان پایه هاى اسلام در مدینه گذاشته شد و چهره مدینه دگرگون گشت .

حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای:

باید تا آنجا که امکان پذیر است در زمینه تولید کتاب‌های کودکان و نوجوانان متناسب با فرهنگ خودمان، تلاش شود تا از کتاب‌های بیگانه بی‌نیاز شویم.

علاقه امام خامنه‌ای و صرف وقت برای مطالعه کتاب‌های مختلف به‌ویژه کتاب‌های خاطرات مربوط به دوران دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم:

این کتاب‌های خاطرات بسیار باارزش هستند و گونه‌ای جدید از تولید کتاب به شمار می‌روند که بانوان نویسنده در این زمینه بسیار فعال هستند و نوشته‌های خوبی دارند.

https://imamhussain.org/persian/31418

 نافع بن هلال بَجَلی یا نافع بن هلال جَمَلی، از یاران امام علی(ع) و از شهدای کربلا. او در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان شرکت داشت. نافع در عذیب هجانات به کاروان امام حسین(ع) پیوست و روز عاشورا در کربلا به شهادت رسید. او در سخنانی حمایت و وفاداری خود را نسبت به امام حسین(ع) نشان می‌د‌اد ...

https://www.iribnews.ir/fa/news/1828427

گزیده ای از آخرین سخنرانی سردار جاویدالأثر احمد متوسلیان: ما با اسرائیل وارد جنگ خواهیم شد...

گزیده ای از آخرین سخنرانی سردار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان در جمع قوای محمد رسول الله، در پادگان زَبَدانی در نزدیکی شهر دمشق 10 روز پیش از اسارت

تا آن زمانى که افراد و کشورها، علیه کفر «یعنى اسراییل» بجنگند، ما نیز با آن ها همراه و همکار خواهیم بود. اکنون برادران سورى‏مان در این جهت هستند و ما هم در کنارشان هستیم و با این برادران همکارى مى‏کنیم و مى‏جنگیم و اعتقاد داریم که انقلاب اسلامى را باید به جهان صادر کنیم.
(ما) با اسراییل وارد جنگ خواهیم شد و عملیات‏مان را علیه آنها شروع خواهیم کرد. هر کس با ماست؛ بسم‏ الله! هر کس با ما نیست، خداحافظ! ما با ایمانمان مى‏جنگیم؛ جندالله با ایمانش مى‏جنگد.
روزى را نزدیک خواهیم نمود که اسراییل چنان بترسد و در فکر این باشد که مبادا از لوله سلاحمان، به جاى گلوله، پاسدار بیرون بیاید. باشد که ما شبانگاهان بر سرشان بریزیم؛ همچون عقابان تیزپروازى که شب و روز برایشان معنا ندارد. و باشد آنجایى به هم برسیم که با گرفتن هزاران اسیر از صهیونیست‏ها به جهانیان ثابت کنیم که ما به اتکا به سلاح ایمان‏مان مى‏جنگیم؛ نه به اتکاى هواپیما، نه با موشک‏هاى سام، نه با تانک، نه با توپ، نه با آتش جنگ‏افزارهاى مادى‏مان، ان ‏شاءالله.

شهید مدافع حرم شهید محسن حججی:

خودتان را برای ظهور امام زمان روحی لک الفدا و جنگ با کفار به خصوص اسرائیل آماده کنید که آن روز خیلی نزدیک است ...

شهید، صادق دمیرچلی

شهادت: ۱۳۶۵/۱۱/۰۱ در خرمشهر

بخشی از وصیت‌نامه:
از خدا بترسید. تقوا را پیشه کنید. نمازهای جماعت و جمعه را ترک نکنید. امر به معروف و نهی از منکر را از یاد نبرید و در کارها، خدا را در نظر بگیرید ...

شهید، ولی رجبی شهادت: 1364/11/07 در مریوان

بخشی از وصیت‌نامه:

پدر جان! این جانب که در منطقه و در عملیات جنگی می باشم، بر خود واجب دانستم وصیتی بنویسم، که وصیت بر هر فرد مسلمان واجب است. شما افتخار کنید که من در سنگر جنگ حق علیه باطل تا آخرین قطره خونم از اسلام و از وطنم دفاع می نمایم. مادر جان! اگر شهادت نصیب من گردید، هیچ وقت گریه نکنید و به یاد کربلا و روز عاشورا باشید، که امام حسین(ع) و یارانش برای حق شهید شدند و در حال حاضر هم امام بزرگوارمان دستور داده که در مقابل کفار بایستیم. مادر جان! اگر شهید شدم ... از همه جلوتر راه می روی و می گویی: «خدایا! افتخار می‌کنم فرزندم در راه اسلام و مرز و بوم ایران شهید شد»، تا من از شما راضی باشم. خواهشمندم نمازجمعه را فراموش نکنید و همیشه بروید ...

شهید، مرتضی آجورلو شهادت: 1362/09/24 در بانه

بخشی از وصیت‌نامه: اینجانب به عنوان امانتی بودم که از جانب خداوند برای چند روز امتحان در این دنیا به شما پدر و مادرم عطا شد. اگر مرا از دست دادید ناراحت نباشید؛ بلکه باید احساس شادی کنید که فرزندتان را در راه اسلام و قرآن هدیه کرده‌اید ... خدا را شکر می کنم که مرا به این راه که پایان آن شهادت، یعنی همان راه و مرام سرور آزادگان، امام حسین(ع)است، راهنمایی کرد. سفارش من به برادران و خواهرم این است که سعی کنند ادامه دهنده‌ی راه شهدا باشند. امام را دعا کنند و برای این انقلاب که ثمره ی خون صدها هزار شهید است، دلسوزی کنند و خود برای این انقلاب از جان و دل بکوشند ...

شهید، محمد یزدی شهادت: 1361/04/23 در خرمشهر

بخشی از وصیت‌نامه: شهادت می دهم که حضرت مهدی(عج)، مظهر عدالت حق تعالی و منجی عالم بشریت است و در غیبت کبری به سر می بَرد و روزی خواهد آمد تا با آمدنش همه ی ناپاکی ها را از بین ببرد و عدالت خداوندی را حاکم گرداند. شهادت می‌دهم که خمینی -این مرد خدا و فرزند پاک فاطمه زهرا(س)- از سلاله‌ی پاک انسانیَّت، پرچمدار خط سرخ شهادت و ولایت فقیه است؛ اطاعت او را -که نایب بر حق امام زمان(عج) است- بر خود فرض می‌دانم و مقلد اویَم. باید محتوای عقیدتی - سیاسی خود را غنا بخشیم که در خط امام بودن، تنها شعار دادن نیست؛ بلکه به تزکیه و عمل احتیاج دارد. اگر می‌خواهی در خط امام بمانی، باید اخلاقت، ایمانت، عقیده‌ات، بینش سیاسی و -مهمتر از همه- فعالیتت را چونان امام کنی تا در خط امام باشی ...

https://www.khatesorkh.ir/

https://alborz.navideshahed.com/fa/news/585231

شهید «فرهنگ صمیمی»
هشتم اسفند 1341 در شهرســتان قزوین دیده به جهان گشــود. پدرش قوام و مادرش ام‌کلثوم نام داشــت. تا ســوم ابتدایی درس خواند. کارگر کارخانه بود. ازدواج کرد و صاحب پســر شــد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. نوزدهم بهمن 1361، در فکه توســط نیروهای عراقی به شهادت رسید. پیکرش بعد از مدت‌هــا در منطقه برجا ماند و پس از تفحص، در امامزاده محمد(ع) شهرستان کرج به خاک سپرده شد.

بخشی از وصیت‌نامه:
برادرانـم، شـما نگذاریـد اسـلحۀ مـن بـه زمیـن نهـاده شـود، آن را برداریـد و پشت سـر امـام حرکـت کنیـد و پیکـر پوسـیدۀ ابرقدرت‌هـا را پـاره کنیـد. شـما را توصیـه بـه تقـوا می‌کنـم کـه تنهــا راه رســتگاری و دیــدار انبیــا و اولیــا اســت.

خواهرانـم ... پیـام مـن بـه شـما عزیـزان حفـظ حجـاب و در خـط امـام خمینـی(ره) حرکت کـردن اسـت. فاطمـه (علیها السـلام) را الگـوی خـود قـرار دهیـد و فرزندانـی همچـون حسـین (ع) و حسـن(ع) تربیـت کنیـد کـه خداونـد خشـنود گـردد. در مقابـل هرکـس کـه می‌خواهـد ضـد امـام صحبـت کنـد، بایسـتید و زینب‌وار از خونـم پاسـداری کنیـد ...

https://urmia.navideshahed.com/fa/news/585236

شهید قربانعلی آقاخانی هفتم تیر 1347، در شهرستان شوط به دنیا آمد. پدرش الیاس، پاسدار بود و مادرش لیلان نام داشت. به فراگیری علوم دینی و حوزوی پرداخت و روحانی بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت و سرانجام در بیست و یکم فروردین 1366، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در زادگاهش قرار دارد.

صیت‌نامه شهید «قربانعلی آقاخانی»:

وامّا خواهران عزیزم! آیا زینب(س) را می‌شناسید، او کسی بود که به مصیبتهای وارده بر کاروان حسینیان صبر و شیکبائی نمود هرچند که رفتند ولی زینب و زینبیان راهشان را ادامه دادند.

زینب(س) بعنوان اسُوه و الگو باید سرمشق همه‌ی حرکتهایتان باشد که چه در پایگاه افشای یزیدیان زمان و چه در سنگر حجاب که در این عصر از زمان شمشیری برّان بر توطئه های استعمارگران فرود آمده باعث پاکدامنی و حفظ عفتشان خواهد بود و فردا از همین دامنهای پاک فرزندانی رشید و حافظانی نستوه برای اسلام پرورش خواهند یافت.

https://alborz.navideshahed.com/fa/news/585239

شهید «بهروز صمدپور»

پانزدهم بهمن 1340، در شهرستان الله‌جان به دنیا آمد. پدرش اسحاق و مادرش احترام نام داشت. تا چهارم متوسطه درس خواند. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. چهارم فروردین 1363، در ســومار توســط نیروهای بعثی با اصابت ترکش به شهادت رسیـد. مزار وی در امامزاده محمد(ع) شهرستان کرج واقع است.

بخشی از وصیت‌نامه شهید بهروز صمدپور:

«وَ قاتِلُوهُـمْ حَتَّـی لا تَکُـونَ فِتْنَـةٌ»،

«بـا آنـان بجنگیـد تـا دیگـر فتنـه‌ای نباشـد و دیـن، مخصـوص خـدا شـود»

(بـا کافـران نبـرد کنیـد تـا فتنـه و تباهـی از روی زمیـن برطـرف شـود).

خداونـدا! خـود آگاهیـد و بهتـر از هرکـس می‌دانیـد و بـه همـۀ قلب‌هـا تسـلط داریـد از اینکـه خـودم در راه جهـاد بـا کفّـار و بـرای پیـروزی و سـربلندی اسـلام و قـرآن و خشــنودی آقــا امــام زمان (عــج) و بــه دســتور امــام امــت، خمینــی بت‌شــکن عــازم جبهه‌هــا شــدم ...

https://alborz.navideshahed.com/fa/news/585272

شهید «صدرالله صادقیان»

چهاردهم بهمن 1336، در شــهر طالقان از توابع شهرستان ساوجبلاغ به دنیا آمد. پدرش عنایت‌الله، کشــاورزی می‌کرد و مادرش جهان نام داشــت. تا پایان دوره کاردانی در رشــته مترجمی زبان عربی درس خواند. معلم عربی بود. سال 1362 ازدواج کرد و صاحب پســر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیســت و دوم فروردین 1366، در شرق بصره با اصابت ترکش به شــهادت رسد. مزار وی در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

بخشی از وصیت‌نامه شهید «صدرالله صادقیان»:

اسـتوارتر و محکمتـر از همیشــه بــرای اســلام کار کنیــد و از فشــار کار زیــاد و کارشــکنی بعضی‌هــا دلگیــر نشــوید و ... تـا می‌توانیـد، صبـر پیشـه کنیـد و تـا می‌توانیـد، آنهـا را از سـر راه خـود برداریـد و شـما را بـه تقـوا دعـوت می‌کنـم کـه ایـن کلیـد هـر کاری اسـت. و ایـن وصیـت مـن نیسـت؛ بلکـه وصیـت علـی(ع) اسـت ...

https://alborz.navideshahed.com/fa/news/585275

شهید «خلیل صابری»

یکم مرداد 1347، در روســتای ناریان از توابع شهرستان ســاوجبلاغ به دنیا آمد. پدرش علی و مادرش صنم نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. سوم بهمن 1365، در شــلمچه با اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار وی در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

بخشی از وصیت‌نامه شهید «خلیل صابری»: در ایــن مســیر پرخطــر، انســان‌های متعهــدی بــا اهــدای خــون خــود اســلام را زنــده نگــه داشــته‌اند و ایــن خــون شهداســت کــه در پیکــر جامعـه تزریـق و باعـث حرکـت جامعـه به سـوی تعالـی می‌گـردد. امـام حسـین - علیهالسـلام - می‌فرمایــد: مــرگ باعــزت و شــرافت بهتــر از زندگــیِ بــا ذلــتِ نکبت‌بــار اســت ...

https://ilam.navideshahed.com/fa/news/585310

شهید «سمیر محمدیان»

فرزند احمد اهل روستای سراب کارزان شهرستان سیروان در سال 1348 در شهر بغداد چشم به جهان گشود ... با آغاز جنگ تحمیلی وارد لشکر بدر گردید و به جبهه رفت و به مبارزه علیه دشمن پرداخت و در دهم بهمن 1365 در عملیات کربلای 5 در شلمچه و در کنار نهر جاسم به فیض شهادت نائل آمد.

بخشی از وصیت‌نامه شهید «سمیر محمدیان»:

به برادرانم وصیت می‌کنم پایبند راه شهیدان باشند زیرا این راه، راه امام حسین (ع) و عزت شهدا است و مجاهدین راه خدا وذلت وخوارى براى آنهائى که بى تفاوت و از جایشان حرکت نمی‌کنند. زیرا خداوند مجاهدین را بر قاعدین ترجیح داده و اجر زیادى به آنهایى که در راه خدا جهاد می‌کنند خواهد داد ...

https://hormozgan.navideshahed.com/fa/news/585326

شهید «قنبر زارع تازیانی»

یکم فروردین 1341، در روستای تازیان پایین از توابع شهرستان بندرعباس دیده به جهان گشود. پدرش ابراهیم، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا چهارم متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. هفتم بهمن ماه 1365، در ام‌‎الرصاص (دریاچه ماهی) به شهادت رسید. پیکرش در منطقه باقی ماند و یازدهم اسفند ماه 1376، پس از تفحص در زادگاهش به خاک سپرده شد.

بخشی از وصیت‌نامه شهید «قنبر زارع تازیانی»:

هر چند که خود را شایسته سرباز امام زمان(عج) نمی‌دانستم ولی در ناامیدی بسا امید است. گویی سعادت به این حقیر رو آورده بود تا بتوانم کاری کوچک برای اسلام و انقلاب انجام دهم، آن هم با جانم. چون می‌دانم که در این مقطع زمانی اسلام بیشتر به خون نیاز دارد، همانند همه جوانان جان بر کف که جان خود را در طبق اخلاص گذاشته و به اسلام هدیه کردند ...

https://alborz.navideshahed.com/fa/news/585586

شهید «علی سلیمانی»

هفتم بهمن 1345 در شهرســتان گرگان به دنیا آمد. پدرش حسن و مادرش مریم نام داشــت. تا دوم راهنمایی درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. پانزدهم آبان 1361 در سومار توســط نیروهای بعثی با اصابت ترکش به سینه، شهید شــد. پیکر وی را در امامزاده عبدالله شهرستان کرج به خاک سپردند.

بخشی از وصیت‌نامه شهید «علی سلیمانی»:

ای امـت شـهیدپرور اسـلام کـه شـهیدان داده‌ایـد، صبـر و اسـتقامت کنیـد کـه خـدا بـا صابـران و مسـلمانان اسـت ...

https://mazandaran.navideshahed.com/fa/news/585851

شهید «عیسی پوریانی»

دوم خرداد 1346، در شهرستان گلوگاه به دنیا آمد. پدرش اسماعیل و مادرش بلبل نام داشت. تا مقطع متوسطه درس خواند. به عنوان بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم بهمن ماه 1365، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش توپ به سر و سینه، شهید شد. پیکرش در گلزار شهدا حسن رضا شهرستان گلوگاه به خاک سپرده شد.

بخشی از وصیت‌نامه شهید «عیسی پوریانی»:

از خواهرانم می‌خواهم که در سنگر حجاب قهرمانانه مبارزه نمائید و این را بدانید که دشمن از سیاهی چادر شما بیش از خون ما می‌ترسد. زیرا شما مادران آینده هستید و شهدا را در دامانتان پرورش می‌دهید ...

مادر مهربانم، امیدوارم که بعد از رفتن صبر و تقوا را پیشه کنی و استقامت را سرلوحه زندگی خود قرار دهید و باید بگویم که آمدنم به جبهه تنها به خاطر حفظ اسلام و یاری دادن به امام عزیزمان بوده است راهی که آگاهانه انتخاب کردم و مثل روز برایم روشن بود ...

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 811
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 3
:: باردید دیروز : 63
:: بازدید هفته : 456
:: بازدید ماه : 1768
:: بازدید سال : 1768
:: بازدید کلی : 1768

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران