الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
به وبلاگ من خوش آمدید

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

السلام علیک یا فاطمه الزهرا یا صدیقه الشهیده سلام الله علیها



سوره مبارکه البقرة آیه ۱۲۰
وَلَن تَرضىٰ عَنكَ اليَهودُ وَلَا النَّصارىٰ حَتّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم ۗ قُل إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُدىٰ ۗ وَلَئِنِ اتَّبَعتَ أَهواءَهُم بَعدَ الَّذي جاءَكَ مِنَ العِلمِ ۙ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلا نَصيرٍ﴿۱۲۰﴾
هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شده‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ

ای اهل ایمان! یهود و نصاری را سرپرستان و دوستان خود مگیرید، آنان سرپرستان و دوستان یکدیگرند [و تنها به روابط میان خود وفا دارند]. و هر کس از شما، یهود و نصاری را سرپرست و دوست خود گیرد از زمره آنان است؛ بی تردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمی کند.

امام موسی کاظم علیه السلام

 الامامُ الکاظمُ (علیه السلام): رَجُلٌ‏ مِنْ‏ أَهْلِ‏ قُمَ‏ يَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا يَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ يَتَوَكَّلُونَ‏ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ‏.

مردی از اهل قم، مردم را به سوی حق دعوت می کند. اطراف او جمع می شوند قومی همچون پاره های پولادکه بادهای شدید بر آنها بی تاثیر است، از جنگ خسته و بی میل نمی شوند، از آن ترسی به دل راه نمی دهند و بر خدا توکل می کنند و فرجام [نیک] برای اهل تقواست. (بحارالانوار، ج 57 ، ص 216)

دیگران باید از تجربه‌های شما (دولت آقای روحانی) استفاده کنند. خب حالا یک تجربه را من بخصوص یادداشت کرده‌ام، حرفی است که من مکرّر [در گفتگو] با شماها و با مردم تکرار کرده‌ام، حالا هم همان حرف را تکرار میکنم؛ این تجربه عبارت است از بی‌اعتمادی به غرب؛ آیندگان باید از این تجربه استفاده کنند. در این دولت معلوم شد که اعتماد به غرب جواب نمیدهد؛ به ما کمک نمیکنند و هر جا بتوانند ضربه میزنند؛ آنجایی که ضربه نمیزنند، آنجایی است که امکانش را ندارند؛ هر جا امکان داشته‌اند ضربه زده‌اند؛ این تجربه‌ی بسیار مهمّی است. مطلقاً نبایستی برنامه‌های داخلی را به همراهی غرب موکول کرد و منوط کرد،‌ چون قطعاً شکست میخورَد، قطعاً ضربه میخورَد. شماها هم هر جایی که کارهایتان را منوط کردید به [همراهی] غرب، ناموّفق ماندید؛ هر جایی که بدون اعتماد به غرب، خودتان قد عَلَم کردید و حرکت کردید موفّق شدید. نگاه کنید کار را؛ کارکرد دولتهای یازدهم و دوازدهم این‌ جوری است ... ۱۴۰۰/۰۵/۰۶

امام خامنه‌ای:

 کسانی که دم از مذاکره‌ی با امریکا می‌زنند، یا از الفبای سیاست چیزی نمی‌دانند، یا الفبای غیرت را بلد نیستند.۱۳۸۱/۰۳/۰۱

امام خامنه‌ای:

 حالا یک عدّه‌ای خیال میکنند که اگر با آمریکا تعامل کردیم و اگر آشتی کردیم و رفیق شدیم، اوضاع کشور بهشت برین خواهد شد؛ نه، به قبل از انقلاب نگاه کنید ببینید چه جوری است. به کشورهایی که الان با آمریکا قربان صدقه‌ی هم میروند نگاه کنید ببینید وضعشان چه جوری است؛ آن وضع اقتصادی‌شان، آن وضع علمی‌شان. در همین منطقه‌ی خودمان [هم هستند] که من دیگر اسم نمی‌آورم، خودتان میدانید ... ۱۳۹۹/۱۰/۱۹

امام خامنه‌ای:

 مذاکره با آمریکا نه‌تنها فایده ندارد، بلکه ضرر هم دارد و این موضوع، با استدلال به مسئولان سطوح بالای کشور گفته شده و آنان نیز پاسخی در رد آن نداشتند.۱۳۹۵/۰۶/۲۸

امام خامنه‌ای:

تجربه برجام به ما نشان داد که ما در هیچ مسئله‌ای نمیتوانیم [باآمریکا] مثل یک طرف مورد اعتماد بنشینیم صحبت کنیم.۱۳۹۵/۰۵/۱۱

عاقبت اعتماد به آمریکا ...

شهید بهشتی:

اسلام شهروند پفیوز نمی‌خواهد ...

امام خامنه‌ای:

باید امر به معروف و نهی از منكر را میان خودتان اقامه كنید، رواج دهید و نسبت به آن پایبند باشید. اگر نكردید، خدا اشرار و فاسدها و وابسته‌ها را بر شما مسلّط می‌كند؛ یعنی زمام امور سیاست كشور به مرور به دست امثال حَجّاج بن یوسف خواهد افتاد! همان كوفه‌ای كه امیر المؤمنین در رأس آن قرار داشت و در آنجا امر و نهی می‌كرد و در مسجدش خطبه می‌خواند، به خاطر ترك امر به معروف و نهی از منكر، به مرور به جایی رسید كه حَجّاج بن یوسف ثقفی آمد و در همان مسجد ایستاد و خطبه خواند و به خیال خود مردم را موعظه كرد! حَجّاج چه كسی بود؟ حَجّاج كسی بود كه خون یك انسان در نظر او، با خون یك گنجشك هیچ تفاوتی نداشت! به همان راحتی كه یك حیوان و یك حشره را بكشند، حَجّاج یك انسان را می‌كشت. یك‌بار حَجّاج دستور داد و گفت همه‌ی مردم كوفه باید بیایند و شهادت بدهند كه كافرند و از كفرِ خودشان توبه كنند؛ هركس بگوید نه، گردنش زده می‌شود! با ترك امر به معروف و نهی از منكر، مردم این‌گونه دچار ظلمهای عجیب و غریب و استثنایی و غیر قابل توصیف و تشریح شدند. وقتی‌كه امر به معروف و نهی از منكر نشود و در جامعه خلاف‌كاری، دزدی، تقلّب و خیانت رایج گردد و بتدریج جزو فرهنگ جامعه شود، زمینه برای روی كار آمدن آدم‌های ناباب فراهم خواهد شد ...

شهید مهدی باکری: برادران می‌دانند که ولایت محور اصلی جامعه ما است. یعنی همه چیز ما بر حول محور ولایت شکل می‌گیرد و امام امت این را دقیقاً تفهیم کرده‌اند و به ما گفته‌اند که چگونه این محور را نگه داریم و حول آن حرکت کنیم تا اینکه جامعه اسلامی و حرکت صحیح اسلامی داشته باشیم ...

شهید مدافع حرم شهید محمد آژند:

مدافع حرم اهل بیت علیهم السلام و حریم ولایت فقیه امام خامنه ای (مد ظله) باشید و هرگز از این راه خارج نشوید که سعادت دنیا و آخرت شما در این راه است ...

شهید مدافع حرم شهید مرتضی کریمی:

از تمامی دوستان ... تقاضا دارم به فرامین مقام معظم رهبری گوش فرا دهند تا گمراه نشوند زیرا ایشان بهترین دوست‌شناس و دشمن‌شناس است...

شهید همت: ای عزیزان، ما هیچ چاره‌ای به غیر از جنگ نداریم. پس تمام درهای صلح به روی ما بسته است. سازش و صلح با کفر حرام است. با کفر بر سر میز مذاکره نشستن خصلت قاسطین و مارقین و ناکثین است. نه خصلت مؤمنین و متقین. ما هیچ چاره‌ای نداریم مگر جنگ و مگر جهاد در راه خدا که سفارش شده.
یعنی ای عزیزان، امروز شرف، حیثیت، آبرو، مقام و همه چیز اسلام و انقلاب اسلامی و ملت اسلامی ایران بستگی به این جنگ و تداوم این جنگ دارد و امروز صلح و سازش و سر میز مذاکره نشستن برای ما خواری، ذلت، افتضاح به دنبال دارد و نسل آینده را به لجن می‌کشاند و اسلام را از بین می‌برد. امام عزیز و ولی فقیه دستور فرموده الی بیت المقدس. باید تا بیت المقدس جنگید. پس ما می‌جنگیم و باید بجنگیم و تا ظهور آقا امام زمان چاره‌ای جز انتخاب این راه نداریم ...

استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها، ائمه اطهار علیهم السلام، امام خامنه ای حفظه الله تعالی و ارواح طیبه شهداء صلوات

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

التماس دعا



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ یَرِ‌ثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ

و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

ویژه نامه رحلت حضرت زینب سلام الله علیها

ویژه نامه بزرگداشت حضرت شاه چراغ (ع)

تفسیر صفحۀ ۴۴ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۰ - تفسیر نور:

«وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتی‏ قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلی‏ وَ لکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلی‏ کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیاً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ» و (به یاد آور) هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارا به من نشان بده که چگونه مردگان را زنده می‌‏کنی؟ فرمود: مگر ایمان نیاورده‏‌ای؟ عرض کرد: چرا، ولی برای آنکه قلبم آرامش یابد.

(خداوند) فرمود: چهار پرنده (طاووس، خروس، کبوتر و کلاغ) «تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۲۸۰» را برگیر و آنها را نزد خود جمع و قطعه‌قطعه کن (و درهم بیامیز).

سپس بر هر کوهی قسمتی از آنها را قرار ده، آن‌گاه پرندگان را بخوان، به‌سرعت به سوی تو بیایند و بدان که خداوند توانای حکیم است.

در حدیث می‌‌خوانیم که اجزای مخلوط شده را بر سر ده کوه قرار داد. «کافی، ج ۸، ص ۳۰۵»
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۰:

تنها از یگانه اَبَرمرد تاریخ پس از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله، یعنی علی علیه‌السّلام نقل شده است که فرمود: «لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا» اگر پرده‌‌ها کنار روند، بر یقین من افزوده نمی‌‏شود. «غررالحکم و تفسیر روح‌البیان، ج ۱، ص ۴۱۶»

ولی سایر مردمان همه دوست دارند که شنیده‌ها و حتّی باورهای خود را به صورت عینی مشاهده نمایند.

چنان که همه می‌‏دانند قند را از چغندر می‌گیرند، ولی دوست دارند چگونگی آن را مشاهده کنند.

در تفاسیر آمده است: حضرت ابراهیم از کنار دریایی می‌‏گذشت، مرداری را دید که در کنار دریا افتاده و قسمتی از آن در آب و قسمتی دیگر در خشکی است و پرندگان و حیوانات دریایی، صحرایی و هوایی از هر سو آن را طعمۀ خود قرار داده‌‏اند.

حضرت با خود گفت: اگر این اتّفاق برای انسان رخ دهد و ذرّاتِ بدن انسان در بین جانداران دیگر پخش شود، در قیامت آنها چگونه یک جا جمع و زنده می‌شوند.

لذا از خداوند درخواست کرد که نحوۀ زنده شدن مردگان را مشاهده کند. خداوند نیز با این نمایش، ابراهیم را به نور یقین و اطمینان رهسپار نمود.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۰:

۱. زنده کردن مردگان، از شئون ربوبیّت خداوند است. «رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ»

۲. برای آموزش عمیق، استفاده از نمایش و مشاهدات حسی لازم است. «أَرِنِی»

۳. کشف و شهود تنها برای کسانی است که مراتبی از علم، ایمان و استدلال را طی کرده باشند. درخواست «أَرِنِی» ابراهیم پاسخ داده می‌شود؛ نه هر کس دیگر.

۴. در پی آن باشیم که ایمان و یقین خود را بالا برده تا به مرز اطمینان برسیم. پژوهش و کنجکاوی یک ارزش است. «لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی»

۵. ایمان، دارای مراحل و درجاتی است. «لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی»

۶. قلب، مرکز آرامش است. «لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی»

۷. اولیای خدا، قدرت تصرّف در هستی را دارند که به آن ولایت تکوینی گفته می‌‏شود. «ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیاً»

۸. معاد، جسمانی است و در قیامت بازگشت روح به همین ذرات بدن خواهد بود. «یَأْتِینَکَ سَعْیاً»
تفسیر صفحۀ ۴۴ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۱ - تفسیر نور:

«مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ» مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌‏کنند، همانند بذری است که هفت‌خوشه برویاند و در هر خوشه یکصد دانه باشد و خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد،) دو یا چند برابر می‌‏کند و خدا (از نظر قدرت و رحمت) وسیع و (به همه چیز) داناست.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۱:

سفارش به انفاق و منع از اسراف و تبذیر، بهترین راه برای حلّ اختلافات طبقاتی است.

همچنان که پیدایش و گسترش ربا، زمینه‌ساز و به‌وجود‌آورندۀ طبقات است. لذا در قرآن آیات لزوم اتفاق و تحریم ربا در کنار هم آمده است. «تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۴۰۶»

هر دانه‌‏ای، در هر زمینی، هفت خوشه که در هر خوشه صد دانه باشد نمی‏‌رویاند، بلکه باید دانه، سالم و زمین، مستعد و زمان، مناسب و حفاظت، کامل باشد. همچنین انفاق مال حلال، با قصد قربت، بدون منّت و با شیوۀ نیکو آن همه آثار خواهد داشت.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۱:

۱. انفاق، تنها پاداش اخروی ندارد، بلکه سبب رشد و تکامل وجودی خود انسان می‏‌گردد. «مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ»

۲. ستایش قرآن از کسانی است که انفاق سیرۀ همیشگی آنان باشد. «یُنْفِقُونَ» فعل مضارع دلالت بر استمرار دارد.

۳. انفاق، زمانی ارزشمند است که در راه خدا باشد. در اسلام اقتصاد از اخلاق جدا نیست. «فِی سَبِیلِ اللَّهِ»

۴. استفاده از مثال‏‌های طبیعی، هرگز کهنه نمی‌‏شود و برای همۀ مردم در هر سن و شرایطی که باشند قابل فهم است. تشبیه مال به بذر و تشبیه آثار انفاق به خوشه‏‌های متعدّد پر دانه. «کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ»

۵. تشویق و وعدۀ پاداش، قوی‌‏ترین عامل حرکت است؛ پاداش هفتصد برابر. «وَ اللَّهُ یُضاعِفُ»

۶. لطف خداوند، محدودیّت ندارد. «وَ اللَّهُ یُضاعِفُ» «وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ»

۷. اگر انفاق مال، تا هفتصد برابر قابلیّت رشد و نمو دارد «کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ» پس حساب کسانی که در راه خدا جان خود را انفاق می‌‌کنند چه می‏‌تواند باشد؟! «وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ»
تفسیر صفحۀ ۴۴ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۲ - تفسیر نور:

«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذیً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌‏کنند و سپس به دنبال آنچه انفاق کرده‌‏اند، منّت نمی‌‏گذارند و آزاری نمی‌‏رسانند، پاداش آنها برایشان نزد پروردگارشان (محفوظ) است و نه ترسی دارند و نه غمگین می‌شوند.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۲:

هدف اسلام از انفاق، تنها سیر کردن شکم فقرا نیست، بلکه این کار زیبا باید به دست افراد خوب، یا شیوۀ خوب و همراه با اهداف خوبی باشد.

گاهی انسان گامی برای خدا برمی‌‌دارد و کاری را به نیکی شروع می‌‏کند، ولی به خاطر عوارضی از قبیل غرور یا منّت یا توقّع و یا امثال آن ارزش کار را از بین می‌‏برد.

با منّت، اثر انفاق از بین می‌‏رود، چون هدف از انفاق تطهیر روح از بخل است، ولی نتیجۀ منّت، آلوده‌شدن روح می‌‏باشد.

منّت‌‏گذار، یا درصدد بزرگ کردن خود و تحقیر دیگران است و یا می‌‏خواهد نظر مردم را به خود جلب کند که در هر صورت از اخلاص به دور است.

مگر خداوند به خاطر همۀ نعمت‌هایی که به ما داده بر ما منّت گذاشته تا ما با بخشیدن جزئی از آن بر خلق او منّت بگذاریم.

در مجمع‌البیان حدیثی روایت شده است که رسول اکرم صلّی اللَّه علیه و آله فرمودند: خداوند در قیامت به منّت‌‏گذاران، نگاه لطف‌آمیز نمی‌‌‌‌‏کند.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۲:

۱. شروع نیکو کافی نیست؛ اتمام نیکو هم شرط است. «یُنْفِقُونَ»«ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ»«مَنًّا»

۲. اسلام حافظ شخصیّت محرومان و فقراست و کوبیدن شخصیّت فقرا از طریق منّت را سبب باطل شدن عمل می‌‌داند. «لا یُتْبِعُونَ» «مَنًّا وَ لا أَذیً»

۳. اعمال انسان، در یکدیگر تأثیر دارند، یعنی یک عمل می‏‌تواند عمل دیگر را خنثی کند. انفاق برای درمان فقر است، ولی منّت‌گذاری آن را مایۀ درد فقرا می‌‏گرداند. «یُنْفِقُونَ» «لا یُتْبِعُونَ» «مَنًّا وَ لا أَذیً»

۴. خداوند، آیندۀ انفاق‌کننده را تضمین کرده است. «لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»

۵. کسی که بدون منّت و آزار و فقط برای خدا انفاق می‌کند، از آرامشی الهی برخوردار است. «یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» «لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»
تفسیر صفحۀ ۴۴ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۳ - تفسیر نور:

«قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُها أَذیً وَ اللَّهُ غَنِیٌّ حَلِیمٌ» گفتار پسندیده (با نیازمندان) و گذشت (از تندی آنان)، از بخششی که به دنبال آن آزاری باشد، بهتر است. و خداوند بی‏‌نیاز بردبار است.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۳:

رسول اکرم صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: اگر سائلی نزد شما آمد، به یکی از این دو روش عمل کنید «بذل یسیر او رد جمیل»؛ یا چیزی که در توان دارید به او عطا کنید، یا به طرز شایسته‌‏ای او را رد نمایید. «تفسیر قرطبی و نمونه، ذیل آیه»

هم‌چنین فرمود: اگر با مال نمی‌‌توانید به مردم رسیدگی کنید، با اخلاق برسید. «تفسیر کاشف، ج ۱، ص ۲۷۲»
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۳:

۱. آبرو و شخصیّت فقیر، باارزش‏‌تر از حفظ شکم و شخص فقیر است. «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ» «خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ»

۲. فقیر را با محبّت و دلسوزی به کار مفیدی که زندگی او را تأمین کند، راهنمایی کنید. «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ»«تفسیر پرتوی از قرآن، ذیل آیه»

۳. انفاق باید همراه با اخلاق باشد. «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ» «خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ»

۴. گفت‌وگوی خوش با فقیر، موجب تسکین او و عامل رشد انسان است، در حالی که صدقه با منّت، هیچکدام را به همراه ندارد. «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ» «خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ»

۵. اگر فقیری به خاطر فشار و تنگدستی، ناروایی گفت او را ببخشید. «مَغْفِرَةٌ»

۶. رعایت عرف جامعه، در سخن و عمل لازم است. «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ»

۷. خداوند آزاررسانی به فقیر را پاسخ می‌دهد؛ ولی نه با عجله. «حَلِیمٌ»
تفسیر صفحۀ ۴۴ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۴ - تفسیر نور:

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذی‏ کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلی‏ شَیْ‏ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ» ای کسانی که ایمان آورده‌‌اید! بخشش‌های خود را با منّت و آزار باطل نسازید، همانند کسی که مال خود را برای خودنمایی به مردم، انفاق می‌کند و ایمان به خدا و روز رستاخیز ندارد. پس مثال او همچون مَثل قطعه سنگ صافی است که بر روی آن (قشر نازکی از) خاک باشد (و بذرهایی در آن افشانده شود) پس رگباری به آن رسد (و همه خاک‌ها و بذرها را بشوید) و آن سنگ را صاف (و خالی از خاک و بذر) رها کند! (ریاکاران نیز) از دستاوردشان، هیچ بهره‌‏ای نمی‌برند و خداوند گروه کافران را هدایت نمی‌کند.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۴:

این آیه نیز تشبیهی را با خود دارد و نمایانگر باطن اشخاصی است که به قصد ریا و تظاهر انفاق می‌کنند.

ظاهر عمل اینان همچون خاک، نرم ولی باطن آن چون سنگ، سفت است که قابلیّت نفوذ ندارد. به خاطر سفتی و سختی دل‌های سنگین‏‌شان، از انفاق خود بهره‌‏ای نمی‌‏برند.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۶۴:

۱. منّت‌گذاری و آزار فقیر، پاداش انفاق و صدقات را از بین می‌‏برد. «لا تُبْطِلُوا»

۲. ریا، نشانۀ عدم ایمان واقعی به پروردگار و قیامت است. «یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ»

۳. انفاق مهم نیست؛ انگیزه و روحیّۀ انفاق‌کننده مهم است. «رِئاءَ النَّاسِ»

۴. اعمال شخص منّت‌گذار، ریاکار و کافر، تباه است. کلمۀ «فَمَثَلُهُ» قابل تطبیق با هر سه گروه است.

۵. ریاکار، عاقبت رسوا می‌‏شود و حوادث، کاشف حقایق است. «فَتَرَکَهُ صَلْداً»

۶. ریاکار نه تنها از پاداش آخرت محروم است، بلکه رشد روحی را نیز کسب نکرده است. «لا یَقْدِرُونَ عَلی شَیْ‏ءٍ»

۷. منّت‌‏گذار و ریاکار، در مدار کفر و مورد تهدید قرار می‌گیرد. «لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ»

منبع: محسن قرائتی، تفسیر نور، ج ۱، ص ۴۲۱ - ۴۲۶.

امام خامنه ای:

فرهنگ سازی کشور همواره احتیاج به کتاب دارد و به‌رغم گسترش فضای مجازی، کتاب همچنان درجایگاه بسیار والای خود قرار دارد ...

من همواره مردم و به‌خصوص جوانان را به خواندن کتاب توصیه می‌کنم اما امروز تاکید ویژه‌ای بر لزوم کتابخوانی و مطالعه برنامه سازان رسانه‌ای، فعالان در عرصه هنری و هنرهای نمایشی و اهالی مطبوعات دارم ...

۳۰ /دی/ ۱۴۰۳

سعید بن عبدالله حنفی، (شهادت ۶۱ق) از شهدای کربلا. او از شیعیان کوفه بود که برخی نامه‌های کوفیان به امام حسین(ع) را می‌رساند. سعید همچنین نامه مسلم بن عقیل را به امام رساند و پس از آن با کاروان آن حضرت همراه شد. او در شب عاشورا در حمایت از امام حسین(ع) سخنرانی کرد و سوگند یاد کرد که اگر هفتاد بار سوزانده و سپس زنده شود باز هم از حمایت امام دست بر نخواهد برداشت ...

https://harimeharam.ir/shahid/482

شهید مدافع حرم شهید امیر علی هویدی

شهادت: 1394/08/12 حلب - سوریه

بخشی از وصیت‌نامه:

تنها آرزویم پوشیدن لباس سبز سپاه که همان کفن و لباس شهادتم می‌باشد، شهادت درراه دین مقدس اسلام است و بادلی پر از شوق و عاشقانه عازم مأموریت در کشور سوریه هستم و بسیار خوشحال و شادمان هستم و اگر خدا بپذیرد جانم را در راه دفاع از حرمین شریفین و دین مقدسم تقدیم می‌نمایم ..

ان‌شاءالله این حقیر از سربازان امام زمان (عج) باشم و جزء افرادی باشم که در هنگام جان دادن ذکر لبم حسین (ع) باشد و به عشق مولا علی (ع) جان به جانان آفرین تسلیم نمایم ..

از خانواده خودم و برادران پاسدار خودم و همه شما خواستارم که همیشه در راه حق و ولایت و رهبری و انقلاب قدم بردارید و حافظ خون شهدا باشید تا بتوانید پرچم اسلام را به دست صاحب حقش امام زمان (عج) بدهید ...

https://harimeharam.ir/shahid/488

شهید مدافع حرم شهید محسن فرامرزی گرگان

شهادت : 1394/09/30 حلب - سوریه

بخشی از وصیت‌نامه:

خدا را سپاس که به ما ولایت امیرالمومنین علی (علیه السلام) و ائمه اطهار (صلوات الله علیهم) را روزی نمود و ما را از شیعیان قرار داد و در عصر غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) پس از انقلاب حضرت روح الله رهبری وارسته و فرزانه همچون سید علی حسینی الخامنه‌ای (دام البقائه و عزه) را جهت زعامت این امت اعطاء نمود ...

... از شما می‌خواهم به نماز اول وقت بسیار اهمیت دهید و همواره تلاش نمائید افرادی مثمر ثمر برای اسلام و جامعه مسلین باشید. از دختر عزیزم میخواهم همواره در حفظ حجاب زینبی (سلام الله علیها) کوشا باشد ...

شهید حسین ریوندی

شهید کمال خداکرمی

شهید شعبان کامکار

شهید خسرو هژبری

شهید خسرو خودخواه ماسوله

شهید محسن چاردولی

شهید مهدی غلامزاده

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

‌بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

السلام علیک یا امیرالمؤمنین یا علی بن ابیطالب علیه السلام

السلام علیک یا فاطمه الزهرا یا صدیقه الشهیده سلام الله علیها

موارد مرتبط:

ویژه نامه ولادت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام ...

ویژه نامه مولود کعبه ...

بایگانی مناسبت‌ها ...

زیارتنامه حضرت ابوطالب علیه السلام پدر گرامی امام علی علیه السلام

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا سَیِّدَ الْبَطْحاءِ وَابْنَ رَئِیسها، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وارِثَ الْکَعْبَهِ بَعْدَ تَأْسِیسِها، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا کافِلَ الرَّسوُلِ وَناصِرَهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَمَّ الْمُصطَفى وَأَبَا الْمُرْتَضى، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بَیْضَهَ الْبَلَدِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الذّابُ عَنِ الدِّینِ، وَالْباذِلُ نَفْسَهُ فِی نُصْرَهِ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَعَلى وَلَدِکَ أَمیرِالْمُؤمِنِینَ وَرَحْمَهُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ

زيارت نامه جناب فاطمه بنت اسد: (والده حضرت أمير المؤمنين عليه السلام):

السَّلاَمُ عَلَى نَبِيِّ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَى مُحَمَّدٍ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ‏

سلام بر پيغمبر خدا سلام بر رسول خدا سلام بر محمد (ص) سيد فرستادگان خدا

السَّلاَمُ عَلَى مُحَمَّدٍ سَيِّدِ الْأَوَّلِينَ السَّلاَمُ عَلَى مُحَمَّدٍ سَيِّدِ الْآخِرِينَ‏

سلام بر محمد (ص) سيد اولين سلام بر محمد سيد آخرين

السَّلاَمُ عَلَى مَنْ بَعَثَهُ اللَّهُ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏

سلام بر آنكه خدا بعثتش را رحمت بر عالم و عالميان گردانيد اى رسول حق سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد

السَّلاَمُ عَلَى فَاطِمَةَ بِنْتِ أَسَدٍ الْهَاشِمِيَّةِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الْمَرْضِيَّةُ

سلام بر فاطمه بنت اسد هاشميه (والده امير المؤمنين) سلام بر تو اى صديقه پسنديده خدا

السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْكَرِيمَةُ الرَّضِيَّةُ (الْمَرْضِيَّةُ)

سلام بر تو اى داراى مقام تقوى و پاكيزگى سلام بر تو اى صاحب مقام كرامت و رضا و تسليم

السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا كَافِلَةَ مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا وَالِدَةَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ‏

سلام بر تو اى كسى كه امور خاتم انبياء محمد مصطفى را كفالت نمودى سلام بر تو اى والده سيد الوصيين امير المؤمنين

السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا مَنْ ظَهَرَتْ شَفَقَتُهَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ‏

سلام بر تو اى آنكه شفقت و مهربانيت بر رسول خدا خاتم پيغمبران به حد كامل بود

السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا مَنْ تَرْبِيَتُهَا لِوَلِيِّ اللَّهِ الْأَمِينِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ وَ عَلَى رُوحِكِ وَ بَدَنِكِ الطَّاهِرِ

سلام بر تو اى آنكه تربيت ولى خدا و امين حق به تو اختصاص يافت سلام بر تو و بر جسم و جان پاك تو باد

السَّلاَمُ عَلَيْكِ وَ عَلَى وَلَدِكِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏

سلام و رحمت و بركات خدا بر تو و بر فرزندت (على «ع» ) باد

أَشْهَدُ أَنَّكِ أَحْسَنْتِ الْكَفَالَةَ وَ أَدَّيْتِ الْأَمَانَةَ وَ اجْتَهَدْتِ فِي مَرْضَاةِ اللَّهِ‏

گواهى مى‏ دهم كه تو كفالت را نيكو بجا آوردى و اداى امانت كاملا كردى و در راه رضاى خدا سعى و مجاهدت داشتى

وَ بَالَغْتِ فِي حِفْظِ رَسُولِ اللَّهِ عَارِفَةً بِحَقِّهِ مُؤْمِنَةً بِصِدْقِهِ مُعْتَرِفَةً بِنُبُوَّتِهِ‏

و در محافظت رسول خدا نهايت كوشش نمودى در حالى كه عارف به مقام نبوت او بودى و ايمان براستى و اعتراف به رسالتش داشتى

مُسْتَبْصِرَةً بِنِعْمَتِهِ كَافِلَةً بِتَرْبِيَتِهِ مُشْفِقَةً عَلَى نَفْسِهِ وَاقِفَةً عَلَى خِدْمَتِهِ مُخْتَارَةً رِضَاهُ (مُؤْثِرَةً هَوَاهُ)

و بصيرت به نعمت كامل وجودش يافتى و به تكفل امورش مى ‏پرداختى بر شخص او بسيار مشفق و مهربان بودى و به خدمت حضرتش ايستاده و ميل و رضاى او را بر هر چيز مقدم داشتى

وَ أَشْهَدُ أَنَّكِ مَضَيْتِ عَلَى الْإِيمَانِ وَ التَّمَسُّكِ بِأَشْرَفِ الْأَدْيَانِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً طَاهِرَةً زَكِيَّةً تَقِيَّةً نَقِيَّةً

و گواهى مى‏ دهم كه تو با ايمان و با تمسك به اشرف اديان از جهان رفتى در حالتى كه راضى و خوشنود از خدا و پاك و مطهر و پاكيزه و منزه از هر زشتى و ناپسند بودى

فَرَضِيَ اللَّهُ عَنْكِ وَ أَرْضَاكِ وَ جَعَلَ الْجَنَّةَ مَنْزِلَكِ وَ مَأْوَاكِ‏

پس خداى هم از تو خوشنود و راضى بود و تو را خوشنود كرد و به بهشت برين منزل و مأوى داد

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ انْفَعْنِي بِزِيَارَتِهَا

بارالها درود فرست بر محمد و آل محمد (ع) و مرا به زيارت فاطمه منتفع

وَ ثَبِّتْنِي عَلَى مَحَبَّتِهَا وَ لاَ تَحْرِمْنِي شَفَاعَتَهَا وَ شَفَاعَةَ الْأَئِمَّةِ مِنْ ذُرِّيَّتِهَا

و به محبتش پايدار و ثابت گردان و مرا با او و اولاد طاهرينش محشور فرما و از شفاعت او و شفاعت امامان از ذريه او محروم مفرما

وَ ارْزُقْنِي مُرَافَقَتَهَا وَ احْشُرْنِي مَعَهَا وَ مَعَ أَوْلاَدِهَا الطَّاهِرِينَ‏

و مرافقت و دوستى او روزى گردان و با او و فرزندان پاكش محشور گردان

اللَّهُمَّ لاَ تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَتِي إِيَّاهَا وَ ارْزُقْنِي الْعَوْدَ إِلَيْهَا أَبَداً مَا أَبْقَيْتَنِي وَ إِذَا تَوَفَّيْتَنِي‏

بار الها اين زيارت را آخر عهدم به زيارتش قرار مده بلكه باز هم اعاده آن هميشه مادامى كه عمرم باقى است نصيبم فرما

فَاحْشُرْنِي فِي زُمْرَتِهَا وَ أَدْخِلْنِي فِي شَفَاعَتِهَا بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‏

و چون مرا به سراى آخرت برى آنجا هم با او و در زمره او محشور ساز و به شفاعتش واصل گردان به حق رحمت و بخشش بى‏انتهايت اى مهربانترين مهربانان عالم

اللَّهُمَّ بِحَقِّهَا عِنْدَكَ وَ مَنْزِلَتِهَا لَدَيْكَ اغْفِرْ لِي وَ لِوَالِدَيَّ وَ لِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ‏

بارالها به حق مقام و منزلت اين بزرگوار (فاطمه بنت اسد) نزد تو كه مرا و والدينم را و جميع مردان و زنان اهل ايمان را ببخش و بيامرز

وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا بِرَحْمَتِكَ عَذَابَ النَّارِ

و ما را دردنيا ثواب و حسنه و در آخرت نيز اجر و حسنه كامل عطا فرما و به كرم و رحمتت ما را از عذاب آتش دوزخ محفوظ بدار.

پس دو ركعت نماز زيارت مى ‏خوانى و دعا مى ‏كنى به آنچه خواهى و منصرف مى‏ شوى

 حضرت امام علی (علیه‌السلام) / امامت و ولایت/ شیعه/ خلافت/ صفین/ جمل/ نهروان/ خوارج/ معاویه/ سیاست علوی/ عدالت/ فتنه/ نهج‌البلاغه/ کوفیان / امیرالمؤمنین/ امام علی/ امام اول

شهید حاج قاسم سلیمانی

ولادت: ۱۳۳۷ ؛ روستای قنات ملک کرمان

شهادت: ۱۳۹۸ ؛ عراق

بخشی از وصیت نامه شهید:

برادران و خواهران، پدران و مادران، عزیزان من!
جمهوری اسلامی، امروز سربلندترین دوره خود را طی می‌کند. بدانید مهم نیست که دشمن چه نگاهی به شما دارد. دشمن به پیامبر شما چه نگاهی داشت و [دشمنان] چگونه با پیامبر خدا و اولادش عمل کردند، چه اتهاماتی به او زدند، چگونه با فرزندان مطهر او عمل کردند؟ مذمت دشمنان و شماتت آن‌ها و فشار آنها، شما را دچار تفرقه نکند.بدانید که می‌دانید مهم‌ترین هنر خمینی عزیز این بود که اوّل اسلام را به پشتوانه ایران آورد و سپس ایران را در خدمت اسلام قرار داد. اگر اسلام نبود و اگر روح اسلامی بر این ملت حاکم نبود، صدام چون گرگ درنده‌ای این کشور را می‌درید؛ آمریکا چون سگ هاری همین عمل را می‌کرد، اما هنر امام این بود که اسلام را به پشتوانه آورد؛ عاشورا و محرّم، صفر و فاطمیه را به پشتوانه این ملت آورد. انقلاب‌هایی در انقلاب ایجاد کرد. به این دلیل در هر دوره هزاران فداکار جان خود را سپر شما و ملت ایران و خاک ایران و اسلام نموده‌اند و بزرگترین قدرت‌های مادی را ذلیل خود نموده‌اند. عزیزانم، در اصول اختلاف نکنید.

شهید مدافع حرم شهید نوید صفری

ولادت : ۱۳۶۵/۰۴/۱۶

شهادت : ۱۳۹۶/۰۸/۱۸

بخشی از وصیت شهید :

زیارت عالی و پرفیض زیارت عاشورا را بخوانید از طرف من و به ارباب ابراز ارادت کنید. آه که تمام حسرتم این است که چقدر دیر فهمیدم زیارت عاشورا چیست و حیف که فقط روزی یک مرتبه نصیبم نشد. و بدانید هرکه چهل روز عاشورا بخواند و ثواب آن را هدیه بفرستد، حتما تمام تلاش خود را به اذن خدا خواهم کرد تا حاجت او را بگیرم و اگر نه در آخرت برای او جبران کنم. حتی یک عاشورا هم قیامت می کند با روضه ارباب از زبان مادر و خواهرش.

شهید مدافع حرم شهید سید احسان میرسیار

ولادت : ۱۳۵۹

شهادت : ۱۳۹۴/۱۱/۲۱

بخشی از وصیت شهید میرسیار:

ای مردم امروز فرهنگ ما مورد تهاجم قرار گرفته است و اگر در این جنگ خدای ناکرده شکست را قبول کنیم باید بگویم که کار ما را تمام شده باید بدانید ای مردم ندای فرزند حق و طنین ولایت این است (شبیخون فرهنگی) و تمام گفتنی هایی را که باید بگوید در این کلام خود خلاصه کرده است او حجت را بر شما تمام کرده است و این راه را به ما نشان داد حال هر فردی به هر نحوی که میتواند باید در این جبهه قدم بردارد که در غیر این صورت فردای قیامت از او بازخواستی عظیم خواهد شد ...

شهید مدافع حرم شهید سید میلاد مصطفوی

ولادت:۱۳۶۵/۰۲/۱۵

شهادت : ۱۳۹۴/۰۷/۲۵

بخشی از وصیت نامه شهید:

دوستان عزیز شما را قسم به خدا که راه امام حسین (ع) را که راه عاقبت به خیری و مهمترین کار است را ادامه دهید. حسین گونه زندگی کنید که تمام عاقبت به خیری در همین راه است و همیشه یاد و خاطره شهدا را زنده نگه دارید چون شهدا همیشه زنده اند و من وجود آنها را در زندگی خود همیشه احساس می کردم ...

شهید مدافع حرم شهید مهدی قاضی خانی

استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است
سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها، ائمه اطهار علیهم السلام، امام خامنه ای حفظه الله تعالی و ارواح طیبه شهداء صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

التماس دعا



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ یَرِ‌ثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ

و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.

سوره مبارکه انبیاء آیه ۱۰۵

ویژه نامه میلاد حضرت علی اصغر علیه السلام

تفسیر صفحۀ ۴۳ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۵۷ - تفسیر نور:

«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ» خداوند دوست و سرپرست مؤمنان است، آنها را از تاریکی‌‏ها (ی گوناگون) بیرون و به سوی نور می‌‏برد. لکن سرپرستان کفّار، طاغوت‌‏ها هستند که آنان را از نور به تاریکی‌‏ها سوق می‌دهند، آنها اهل آتشند و همانان همواره در آن خواهند بود.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۵۷:

در آیۀ قبل خواندیم که او مالک همه‌چیز است «لَهُ ما فِی السَّماواتِ» و در این آیه می‌خوانیم: نسبت او به مؤمنان، نسبت خاص و ولایی است. «وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا»گوشه‏‌ای از سیمای کسانی که ولایت خدا را پذیرفته‌اند.

آن که ولایت خدا را پذیرفت، کارهایش رنگ خدایی پیدا می‌‏کند. «صِبْغَةَ اللَّهِ» «بقره، ۱۳۸»

برای خود رهبری الهی برمی‏‌گزیند. «إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طالُوتَ مَلِکاً» «بقره، ۲۴۷»

راهش روشن، آینده‏‌اش معلوم و به کارهایش دلگرم است. «یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمانِهِمْ» «یونس، ۹»، «إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» «بقره، ۱۵۶»، «لا نُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ» «یوسف، ۵۶»

در جنگ‏‌ها و سختی‌‏ها به یاری خدا چشم دوخته و از قدرت‌های غیر خدایی نمی‌هراسد. «فَزادَهُمْ إِیماناً» «بقره، ۱۷۳»

از مرگ نمی‌‏ترسد و کشته شدن در تحت ولایت الهی را سعادت می‌داند. امام حسین علیه‌السّلام فرمود: «انی لا اری الموت الا سعادة» «بحار، ج ۴۴، ص ۱۹۲»

تنهایی در زندگی برای او تلخ و ناگوار نیست، چون می‌داند او زیر نظر خداوند است. «إِنَّ اللَّهَ مَعَنا» «توبه، ۴۰»

از انفاق و خرج کردن مال نگران نیست، چون مال خود را به ولی خود می‌سپارد. «یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً» «بقره، ۲۴»

تبلیغات منفی در او بی‌اثر است، چون دل به وعده‌‏های حتمی الهی داده است: «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ» «اعراف، ۱۲۸»

غیر از خدا همه چیز در نظر او کوچک است. امام علی علیه‌السّلام فرمود: «عظم الخالق فی أنفسهم فصغر ما دونه فی أعینهم» «نهج‌البلاغه، خطبه ۱۹۳»

از قوانین و دستورات متعدّد متحیّر نمی‌‏شود، چون او تنها قانون خدا را پذیرفته و فقط به آن می‌‏اندیشد. و اگر صدها راه درآمد برایش باز شود تنها با معیار الهی آن راهی را انتخاب می‌کند که خداوند معیّن کرده است. «وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ» «مائده، ۴۴ و ۴۵»
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۵۷:

۱. مؤمنان، یک سرپرست دارند که خداست و کافران سرپرستان متعدّد دارند که طاغوت‌ها باشند و پذیرش یک سرپرست آسان‌‌تر است.

یوسف علیه‌السّلام نیز در دعوت کفّار به همین معنا استدلال کرد: «أ أربابٌ متفرّقون خیرٌ أم اللَّه الواحد القهّار» آیا صاحبان متعدّد و پراکنده بهترند یا خدای یگانه و قدرتمند؟! «یوسف، ۳۹»

دربارۀ مؤمنان می‌‏فرماید: «اللَّهُ وَلِیُّ» امّا دربارۀ کفّار می‏‌فرماید: «أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ»

۲. آیۀ قبل فرمود: «قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ» این آیه نمونه‌‏ای از رشد و غَی را بیان می‌کند که ولایت خداوند، رشد و ولایت طاغوت انحراف است. «اللَّهُ وَلِیُّ» «أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ»

۳. راه حق یکی است؛ ولی راه‌های انحرافی متعدّد. قرآن دربارۀ راه حق کلمۀ نور را به کار می‌برد، ولی از راه‌های انحرافی و کج، به ظلمات و تاریکی‌ها تعبیر می‌‏کند. «النُّورِ»، «الظُّلُماتِ»

۴. راه حق، نور است و در نور امکان حرکت، رشد، امید و آرامش وجود دارد . «النُّورِ»

۵. مؤمن در بن‌بست قرار نمی‌گیرد. «یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ»

۶. طاغوت‌‏ها در فضای کفر و شرک قدرت مانور دارند. «الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ»

۷. هر کس تحت ولایت خداوند قرار نگیرد، خواه‌ناخواه طاغوت‌‏ها بر او ولایت می‌‏یابند. «اللَّهُ وَلِیُّ»«أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ»

۸. هر ولایتی غیر از ولایت الهی، ولایت طاغوتی است. «اللَّهُ وَلِیُّ» «أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ»

۹. توجّه به عاقبت طاغوت‌پذیری، انسان را به حق‌پذیری سوق می‏‌دهد. «أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ»
تفسیر صفحۀ ۴۳ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۵۸ - تفسیر نور:

«أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِی حَاجَّ إِبْراهِیمَ فِی رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْکَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ قالَ أَنَا أُحْیِی وَ أُمِیتُ قالَ إِبْراهِیمُ فَإِنَّ اللَّهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ» آیا آن کس (نمرود) را که خداوند به او پادشاهی داده بود، ندیدی که با ابراهیم دربارۀ پروردگارش محاجّه و گفت‌وگو می‌‏کرد؟ زمانی که ابراهیم گفت: خدای من کسی است که زنده می‌کند و می‌‏میراند، او گفت: من هم زنده می‌‏کنم و می‏‌میرانم. ابراهیم گفت: خداوند خورشید را از مشرق می‌‏آورد، پس تو (که می‏‌گویی حاکم بر جهان هستی،) خورشید را از مغرب بیاور. (در اینجا بود که) آن مرد کافر مبهوت و وامانده شد. و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی‌‏کند.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۵۸:

در آیۀ قبل خواندیم که خداوند ولیّ مؤمنان است و آنان را از ظلمات خارج و به سوی نور می‌‏برد، این آیه و آیات بعد نمونه‌هایی از ولایت خداوند و بیرون آوردن از ظلمات به نور را مطرح می‌‏کند.

در روایاتِ تاریخی آمده است که نمرود از پادشاهان بابل بود و حکومت مقتدرانه‌‏ای داشت او با حضرت ابراهیم دربارۀ خداوند مباحثه و مجادله کرد.

وقتی حضرت ابراهیم گفت: پروردگار من آن است که زنده می‌کند و می‌میراند، او گفت: من نیز زنده می‌کنم و می‌میرانم. سپس دستور داد دو زندانی را حاضر کردند، یکی را آزاد نمود و دیگری را دستور داد بکشند.

وقتی ابراهیم علیه‌السّلام این سفسطه و مغالطه را مشاهده کرد که این شخص چه برداشتی از زنده‌کردن و میراندن دارد و چگونه می‌‏خواهد افکار دیگران را منحرف کند، فرمود: خداوند طلوع خورشید را از مشرق قرار داده است، اگر تو ادّعا داری که بر جهانِ هستی حکومت داری و همه‌چیز در اختیار و تحت قدرت توست، خورشید را از مغرب بیرون بیاور!

آن موقع بود که نمرود مبهوت ماند و پاسخی جز سکوت نداشت.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۵۸:

۱. هر کس هر چه دارد از اوست. کافران نیز در دنیا از نعمت‌‏های او بهره‌‏مند می‌‏شوند، ولی از آن سوء‌استفاده می‌‏کنند. «آتاهُ اللَّهُ»

۲. قدرت و حکومت می‌‏تواند عامل استکبار و غرور گردد. «آتاهُ اللَّهُ الْمُلْکَ» «أَنَا أُحْیِی وَ أُمِیتُ»

۳. توجّه به افکار عمومی و قضاوت مردم لازم است. گرچه پدیدۀ حیات یکی از راه‌های خداشناسی است و جواب نمرود صحیح نبود، ولی آن بحث‌‏ها و مجادله‌ها، افکار عمومی را پاسخ نمی‌گفت. «رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ»

۴. مغالطه و سفسطه، ترفند اهل باطل است. «أَنَا أُحْیِی وَ أُمِیتُ»

۵. حق، اگر منطقی و مستدل ارائه شود، بر باطل پیروز و حاکم است. «فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ»

۶. در مباحثه‌ها از استدلال‌های فطری، عقلی و عمومی استفاده کنید، تا مخالفِ لجوج نیز مقهور و مبهوت شود. «فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ»

۷. کافر ظالم است، زیرا به خود و مقام انسانیّت ظلم کرده است. «لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ»
تفسیر صفحۀ ۴۳ قرآن کریم - سورۀ بقره - آیۀ ۲۵۹ - تفسیر نور:

«أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلی‏ قَرْیَةٍ وَ هِیَ خاوِیَةٌ عَلی‏ عُرُوشِها قالَ أَنَّی یُحْیِی هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ کَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلی‏ طَعامِکَ وَ شَرابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلی‏ حِمارِکَ وَ لِنَجْعَلَکَ آیَةً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَی الْعِظامِ کَیْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَکْسُوها لَحْماً فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ» یا همانند کسی (عُزَیر) که از کنار یک آبادی عبور کرد، در حالی که دیوارهای آن بر روی سقف‌هایش فرو ریخته بود (و مردم آن مرده و استخوان‌‏هایشان در هر سو پراکنده بود، او با خود) گفت: خداوند چگونه اینها را پس از مرگ زنده می‌کند؟ پس خداوند او را یک صد سال می‌راند و سپس زنده کرد (و به او) گفت: چقدر درنگ کردی؟ گفت یک روز، یا قسمتی از یک روز را درنگ کرده‌ام!

فرمود: (نه) بلکه یکصد سال درنگ کرده‌‏ای، به غذا و نوشیدنی خود (که همراه داشتی) نگاه کن (که با گذشت سال‌ها) تغییر نیافته است. و به الاغ خود نگاه کن (که چگونه متلاشی شده است، این ماجرا برای آن است که هم به تو پاسخ گوییم) و (هم) تو را نشانه (رستاخیز) و حجّتی برای مردم قرار می‌‏دهیم.

(اکنون) به استخوان‌ها (ی مَرکب خود) بنگر که چگونه آنها را به‌ هم پیوند می‏‌دهیم و بر آن گوشت می‌‏پوشانیم. پس هنگامی که (این حقایق برای آن مرد خدا) آشکار شد، گفت: (اکنون با تمام وجود) می‌دانم که خداوند بر هر کاری قادر و تواناست.
نکته‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۵۹:

آیۀ قبل گفت‌وگوی حضرت ابراهیم با نمرود را بازگو کرد که پیرامون توحید گفت‌وگو می‌کردند و هدایت از طریق استدلال بود و ابراهیم با استدلال پیروز شد.

نمونۀ دوّم خروج از ظلمات به نور، در این آیه است که پیرامون معاد گفت‌وگو می‌شود و هدایت از طریق نمایش و به صورت محسوس و عملی صورت می‌‏گیرد.

در تفاسیر و برخی روایات آمده است که نام این شخص «عُزَیْرٌ» بوده است. در تفسیر المیزان می‌‏خوانیم که این شخص باید پیامبر باشد، زیرا خداوند با او سخن گفته است.
پیام‌های سورۀ بقره - آیۀ ۲۵۹:

۱. به تمدن‏‌های ویران شده گذشته، باید به دیدۀ عبرت نگریست و درس‌های تازه گرفت. «مَرَّ عَلی‏ قَرْیَةٍ»

۲. هر چند می‌دانید، امّا باز هم علم خود را با تجربه و پرسیدن بالا ببرید. «أَنَّی یُحْیِی هذِهِ اللَّهُ»

۳. صد سال مردن، برای یک نکته فهمیدن به‌جاست. «فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ»

۴. گذشت زمان طولانی، خللی در قدرت خداوند وارد نمی‌آورد. «فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ»

۵. رجعت و زنده‌شدن مردگان در همین دنیا و قبل از قیامت قابل قبول است. «فَأَماتَهُ» «بَعَثَهُ»

۶. نمایش، از بهترین راه‌های بیان معارف دینی است. «فَانْظُرْ إِلی‏ طَعامِکَ وَ شَرابِکَ» «وَ انْظُرْ إِلی‏» «وَ انْظُرْ إِلَی الْعِظامِ»

۷. با ارادۀ الهی استخوان محکم، متلاشی می‌‏شود، ولی غذایی که زود فاسد می‌شود، صد سال سالم باقی می‌ماند. «لَمْ یَتَسَنَّهْ»

۸. نمایش قدرت پروردگار برای ارشاد و هدایت مردم است، نه برای سرگرمی و یا حتّی قدرت‌نمایی. «وَ لِنَجْعَلَکَ آیَةً لِلنَّاسِ»

۹. خداوند صحنه‏‌ای از قیامت را در دنیا آورده است. «فَأَماتَهُ» «ثُمَّ بَعَثَهُ» «وَ انْظُرْ إِلَی الْعِظامِ کَیْفَ نُنْشِزُها»

۱۰. معاد، جسمانی است؛ زیرا اگر معاد روحانی بود، سخن از استخوان به میان نمی‌‏آمد. «وَ انْظُرْ إِلَی الْعِظامِ»

۱۱. مشت نمونۀ خروار است. خداوند گوشه‌‏هایی از قدرت خود در قیامت را در دنیا به نمایش گذارده است. «فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ»

منبع: محسن قرائتی، تفسیر نور، ج ۱، ص ۴۱۵ - ۴۱۹.

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره مبارکه انعام آیات ۱۴۸تا۱۵۰

سَیَقُولُ الَّذِینَ أَشْرَکُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَکْنَا وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ شَیْءٍ کَذَلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذَاقُوا بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِنْدَکُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ ﴿۱۴۸﴾

۱۴۸- به زودى مشرکان (براى تبرئه خویش) مى گویند اگر خدا مى خواست نه ما مشرک مى شدیم و نه پدران ما، و نه چیزى را تحریم مى کردیم ، کسانى که پیش از آنها بودند نیز همین گونه دروغ مى گفتند و سرانجام (طعم ) کیفر ما را چشیدند، بگو آیا دلیل قاطعى (بر این موضوع ) دارید؟ پس به ما ارائه دهید، شما فقط از پندارهاى بى اساس پیروى مى کنید و تخمینهاى نابجا مى زنید.

The idolaters will say: 'Had Allah willed, neither we nor our fathers would have associated (idols), nor would we have forbidden anything. As such, those who have gone before them belied until they tasted Our Might. Say: 'Have you any knowledge you can bring forth to us? You follow nothing but guessing and you are only speakers of conjecture. ' (148)

قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِینَ ﴿۱۴۹﴾

۱۴۹ - بگو براى خدا دلیل رسا (و قاطع) است (بطورى که بهانه اى براى هیچکس باقى نمى گذارد) اما اگر او بخواهد همه شما را (از طریق اجبار) هدایت مى کند (ولى چون هدایت اجبارى بى ثمر است این کار را نمى کند.)

Say: 'Allah alone has the conclusive proof. Had He willed, He would have guided you all. ' (149)

قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءَکُمُ الَّذِینَ یَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هَذَا فَإِنْ شَهِدُوا فَلَا تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَالَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَهُمْ بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ ﴿۱۵۰﴾

۱۵۰ - بگو گواهان خود را که گواهى مى دهند خداوند اینها را حرام کرده است ، بیاورید اگر آنها (به دروغ ) گواهى دهند تو با آنها (همصدا نشو و) گواهى مده ، و از هوى و هوس کسانى که آیات ما را تکذیب کردند و کسانى که به آخرت ایمان ندارند و براى خدا شریک قائلند پیروى مکن .

Say: 'Bring those witnesses of yours who can testify that Allah has forbidden this. ' If they testify to it, do not testify with them, nor follow the wishes of those who belie Our verses, and disbelieve in the Everlasting Life and ascribe equals to their Lord. (150)

تفسیر
فرار از مسئولیت به بهانه جبر
به دنبال سخنانى که از مشرکان در آیات سابق گذشت ، در این آیات اشاره به پاره اى از استدلالات واهى آنان و پاسخ آن شده است :
نخست مى گوید: به زودى مشرکان در پاسخ ایرادات تو در زمینه شرک و تحریم روزى هاى حلال چنین مى گویند که اگر خداوند مى خواست نه ما مشرک مى شدیم و نه نیاکان ما بت پرست بودند، و نه چیزى را تحریم مى کردیم ، پس آنچه ما کرده ایم و مى گوئیم همه خواست او است (سیقول الذین اشرکوا لو شاء الله ما اشرکنا و لا آباؤ نا و لا حرمنا من شى ء).
نظیر این تعبیر در دو آیه دیگر قرآن دیده مى شود، در سوره نحل آیه 35 و قال الذین اشرکوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شى ء نحن و لا آباؤ نا و لا حرمنا من دونه من شى ء و در سوره زخرف آیه 20 و قالوا لو شاء الرحمان ما عبدناهم ، نشان مى دهد که مشرکان مانند بسیارى از گناهکارانى که مى خواهند با استتار تحت عنوان جبر از مسئولیت خلافکاریهاى خود فرار کنند، معتقد به اصل جبر بوده اند، و مى گفتند: هر کارى را ما مى کنیم خواست خدا و مطابق اراده او است ، و اگر نمى خواست چنین اعمالى از ما سر نمى زد، آنها در حقیقت مى خواستند خود را از این همه گناه تبرئه کنند، و گر نه وجدان هر انسان عاقلى گواهى مى دهد که بشر در اعمال خویش آزاد است نه مجبور، به همین دلیل اگر کسى ظلمى در حق او کند، ناراحت مى شود و او را مؤ اخذه مى کند و در صورت توانائى مجازات مى نماید، همه اینها نشان مى دهد که مجرم را در عمل خویش آزاد مى بیند، نه مجبور، و هرگز به این عنوان که عمل او مطابق خواست خدا است ، حاضر
نمى شود از عکس العمل صرف نظر کند. (دقت کنید)
البته این احتمال در معنى آیه نیز هست که آنها مدعى بوده اند سکوت خدا در برابر بت پرستى و تحریم پاره اى از حیوانات ، دلیل بر رضایت او است زیرا اگر راضى نبود مى بایست به نوعى ما را از این کار باز دارد.
و با ذکر جمله و لا آباؤ نا مى خواسته اند به عقاید پوچ خود رنگ قدمت و دوام بدهند و بگویند این چیز تازه اى نیست که ما مى گوئیم ، همواره چنین بوده است .
اما قرآن در پاسخ آنها به طرز قاطعى بحث کرده ، نخست مى گوید: تنها اینها نیستند که چنین دروغهائى را بر خدا مى بندند بلکه جمعى از اقوام گذشته نیز همین دروغها را مى گفتند ولى سرانجام گرفتار عواقب سوء اعمالشان شدند و طعم مجازات ما را چشیدند (کذلک کذب الذین من قبلهم حتى ذاقوا باسنا).
آنها در حقیقت با این گفته هاى خود، هم دروغ مى گفتند و هم انبیاء را تکذیب مى کردند زیرا پیامبران الهى با صراحت بشر را از بت پرستى و شرک و تحریم حلال خداوند باز داشتند نه نیاکانشان گوش دادند و نه اینها، با این حال چگونه ممکن است خدا را راضى به این اعمال دانست ، اگر او به این اعمال راضى بود چگونه پیامبران خود را براى دعوت به توحید مى فرستاد، اصولا دعوت انبیاء خود مهمترین دلیل براى آزادى اراده و اختیار انسان است .
سپس مى گوید: به آنها بگو آیا راستى دلیل قطعى و مسلمى بر این ادعا دارید اگر دارید چرا نشان نمى دهید (قل هل عندکم من علم فتخرجوه لنا)
و سرانجام اضافه مى کند که شما به طور قطع هیچ دلیلى بر این ادعاها
ندارید، تنها از پندارها و خیالات خام پیروى مى کنید (ان تتبعون الا الظن و ان انتم الا تخرصون ).
در آیه بعد براى ابطال ادعاى مشرکان دلیل دیگرى ذکر مى کند، و مى گوید: بگو خداوند دلائل صحیح و روشن در زمینه توحید و یگانگى خویش و همچنین احکام حلال و حرام اقامه کرده است هم به وسیله پیامبران خود و هم از طریق عقل ، به طورى که هیچگونه عذرى براى هیچکس باقى نماند (قل فلله الحجة البالغة )
بنابراین آنها هرگز نمى توانند ادعا کنند که خدا با سکوت خویش ، عقائد و اعمال ناروایشان را امضا کرده است ، و نیز نمى توانند ادعا کنند که در اعمالشان مجبورند، زیرا اگر مجبور بودند، اقامه دلیل و فرستادن پیامبران و دعوت و تبلیغ آنان بیهوده بود، اقامه دلیل ، دلیل بر آزادى اراده است .
ضمنا باید توجه داشت که حجت در اصل از ماده حج به معنى قصد مى باشد و به جاده و راه که مقصود و منظور انسان است محجه گفته مى شود، و به دلیل و برهان نیز حجت ، اطلاق مى گردد زیرا گوینده قصد دارد به وسیله آن مطلب خود را براى دیگران ثابت کند.

و با توجه به معنى بالغة (رسا) روشن مى شود که دلائل خداوند براى بشر از طریق عقل و نقل و بوسیله دانش و خرد، و همچنین فرستادن پیامبران ، از هر نظر روشن و رسا است ، به طورى که جاى هیچگونه تردید براى افراد باقى نماند، و به همین دلیل خدا پیامبران را معصوم از هر گونه خطا و اشتباه قرار داده تا هر گونه تردید و دودلى را از دعوت آنان دور سازد.
و در پایان آیه مى فرماید: خداوند اگر بخواهد، همه شما را از طریق اجبار هدایت خواهد کرد (فلو شاء لهداکم اجمعین )در حقیقت این جمله اشاره به آن است که براى خدا کاملا امکان دارد همه انسانها را اجبارا هدایت کند، آنچنان که هیچکس را یاراى مخالفت نباشد ولى در این صورت نه چنان ایمانى ارزش خواهد داشت و نه اعمالى که در پرتو این ایمان اجبارى انجام مى گردد، بلکه فضیلت و تکامل انسان در آن است که راه هدایت و پرهیزکارى را با پاى خود و به اراده و اختیار خویش بپیماید.
بنابراین هیچگونه منافاتى بین این جمله و آیه سابق که نفى جبر در آن آمده است نیست ، این جمله مى گوید: اجبار کردن بندگان که شما ادعا مى کنید، براى خدا امکان دارد، ولى هرگز چنین نخواهد کرد، چون بر خلاف حکمت و مصلحت آدمى است .
در حقیقت آنها قدرت و مشیت خداوند را بهانه اى براى انتخاب مذهب جبر کرده بودند در حالى که قدرت و مشیت خدا حق است ، ولى نتیجه آن جبر نیست او خواسته است که ما آزاد باشیم و راه حق را به اختیار خود بپیمائیم .
در کتاب کافى از امام کاظم (علیه السلام ) چنین نقل شده است که فرمود:
ان لله على الناس حجتین حجة ظاهرة و حجة باطنة فاما الظاهرة فالرسل و الانبیاء و الائمة و اما الباطنة فالعقول
خداوند بر مردم دو حجت دارد، حجت آشکار و حجت پنهان ، حجت آشکار، رسولان و انبیاء و امامانند، و حجت باطنه ، عقول و افکارند.
و در امالى شیخ طوسى از امام صادق (علیه السلام ) چنین نقل شده است که از تفسیر آیه فوق (فلله الحجة البالغة ) از آن حضرت سئوال کردند، حضرت فرمود:
ان الله تعالى یقول للعبد یوم القیامة عبدى اءکنت عالما فان قال نعم ، قال له اءفلا عملت بما علمت ؟ و ان قال کنت جاهلا قال له اءفلا تعلمت حتى تعمل ؟ فیخصمه فتلک الحجة البالغة :
خداوند در روز رستاخیز به بنده خویش مى گوید بنده من ! آیا مى دانستى (و گناه کردى ) اگر بگوید آرى ، مى فرماید چرا به آنچه مى دانستى عمل نکردى ؟ و اگر بگوید نمى دانستم ، مى گوید: چرا یاد نگرفتى تا عمل کنى ؟ در این موقع فرو مى ماند، و این است معنى حجت بالغه .بدیهى است منظور از روایت فوق این نیست که حجت بالغه منحصر در گفتگوى خدا با بندگان در قیامت است ، بلکه خداوند حجتهاى بالغه فراوانى دارد که یکى از مصداقهایش همان است که در حدیث فوق آمده است زیرا دامنه حجتهاى بالغه خداوند وسیع است هم در دنیا و هم در آخرت .
در آیه بعد براى اینکه بطلان سخنان آنها روشنتر شود، و نیز اصول صحیح قضاوت و داورى رعایت گردد، از آنها دعوت مى کند که اگر شهود معتبرى دارند، که خداوند حیوانات و زراعتهائى را که آنها مدعى تحریم آن هستند، تحریم کرده ، اقامه کنند، لذا مى گوید اى پیامبر! به آنها بگو گواهان خود را که گواهى بر تحریم اینها مى دهند بیاورید. (قل هلم شهدائکم الذین یشهدون ان الله حرم هذا).
سپس اضافه مى کند: اگر آنها دسترسى به گواهان معتبرى پیدا نکردند (و قطعا پیدا نمى کنند) و تنها به گواهى و ادعاى خویش قناعت نمودند، تو هرگز با آنها همصدا نشو و مطابق شهادت و ادعاى آنان گواهى مده . (فان شهدوا فلا تشهد معهم )
از آنچه گفته شد، روشن مى شود که در مجموع آیه هیچگونه تضادى وجود ندارد، و اینکه در آغاز از آنها مطالبه شاهد مى کند و سپس مى گوید: شهود آنها را نپذیر، تولید اشکالى نمى کند، زیرا منظور این است که آنها از اقامه شهود معتبر به طور قطع عاجزند، چه اینکه هیچ سند و مدرکى از انبیاى الهى و کتب آسمانى بر تحریم این امور ندارند، بنابراین تنها خودشان که مدعى هستند، شهادت مى دهند و بدیهى است چنین شهادتى مردود است .
به علاوه همه قرائن گواهى مى دهد که این احکام ساختگى ، صرفا از هوى و هوس و تقلیدهاى کورکورانه سرچشمه گرفته و هیچگونه اعتبارى ندارد.
لذا در جمله بعد مى گوید: از هوى و هوسهاى کسانى که آیات ما را تکذیب کردند و آنها که به آخرت ایمان ندارند و آنها که براى خدا شریک قائل شده اند، پیروى مکن . (و لا تتبع اهواء الذین کذبوا بایاتنا و الذین لا یؤ منون بالاخرة و هم بربهم یعدلون ).
یعنى بت پرستى آنها و انکار قیامت و رستاخیز و خرافات و هواپرستى آنان گواه زنده اى است ، که این احکام آنان نیز ساختگى است و ادعایشان در مورد تحریم این موضوعات از طرف خدا، بى اساس و بى ارزش است.

امام خامنه‌ای:

بحمدالله از اوّل انقلاب که امام بزرگوار در کلمات نورانی خود به طور دائم بر روی وحدت مردم، اتّحاد مردم تکیه میکرد، مردم ما ‌متّحد بوده‌اند و این اتّحاد در موارد بسیاری توانست راه‌های دشواری را، تنگه‌های سختی را برای مردم باز کند و راهگشای راه‌ها ‌باشد؛ این اتّحاد باید حفظ بشود.‌
دشمن با اتّحاد ملّت ایران مخالف است؛ با یکپارچگی شما مخالف است؛ با یکدست بودن ملّت مخالف است. دشمن مایل است که ‌مردم به خاطر عقاید و سلایق مختلف با هم بجنگند، با هم دعوا کنند.‌
در یک جامعه، سلایق مختلفی هست، عقاید مختلفی هست، نگاه‌های مختلفی به مسائل هست؛ باشد، مانعی ندارد؛ همه در کنار ‌هم زندگی کنند، با هم کار کنند، با هم مهربانی کنند؛ رأفتِ میان مردم. بایستی وسوسه‌های دشمن را برای بدبین کردن مردم به ‌یکدیگر یا بدبین کردن مردم به مسئولان زحمت‌کش کشور باطل کرد‌.‌

شهدای کربلا

مجمّع بن عبد اللّه عائذى و پسرش عائذ بن مجمّع بن عبد اللّه مذحجى عائذى

او مجمّع بن عبداللّه بن مجمّع بن مالک بن ایاس بن عبد مناة بن عبید اللّه بن سعد العشیرة مذحجى عائذى است. پدرش عبد اللّه بن مجمّع از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود ولى فرزندش از تابعین و از اصحاب حضرت امیر المؤمنین (علیه السّلام) مى ‏باشد. مؤلّفان کتب انساب و طبقات این دو را ذکر کرده ‏اند. مجمع و پسرش «عائذ» با عمرو بن خالد صیداوى به سوى حضرت امام حسین (علیه السّلام) حرکت کردند و با حرّ مواجه شدند ولى با حمایت حضرت سیدالشهداء (علیه السّلام) از آنان به لشکریان حضرت پیوستند.

درباره پیوستن مجمّع بن عبد اللّه عائذى و پسرش عائذ به حضرت امام حسین (علیه السّلام) در منزلگاه عذیب الهجانات در مقاتل چنین نقل شده است:

«فإذا هم باربعه نفر قد أقبلوا من الکوفه على رواحلهم یجنبون فرسا لنافع بن هلال یقال له الکامل و معهم دلیلهم الطرماح بن عدى على فرسه ... قال: فلما انتهوا الى الحسین انشدوه هذه الأبیات فقال: اما و الله انى لأرجو ان یکون خیرا ما اراد الله بنا قتلنا أم ظفرنا قال: و اقبل الیهم الحر بن یزید فقال: ان هؤلاء النفر الذین من اهل الکوفه لیسوا ممن اقبل معک و انا حابسهم او رادهم فقال له الحسین: لامنعنهم مما امنع منه نفسی انما هؤلاء انصارى و أعوانی و قد کنت أعطیتنی الا تعرض لی بشی‏ء حتى یأتیک کتاب من ابن زیاد فقال: اجل، لکن لم یأتوا معک قال: هم اصحابى و هم بمنزله من جاء معى فان تممت على ما کان بینی و بینک و الا ناجزتک قال: فکف عنهم الحر. قال: ثم قال لهم الحسین: أخبرونی خبر الناس وراءکم فقال له مجمع بن عبد الله العائذى و هو احد النفر الأربعة الذین جاءوه: اما اشراف الناس فقد اعظمت رشوتهم و ملئت غرائرهم یستمال ودهم و یستخلص به نصیحتهم فهم إلب واحد علیک و اما سائر الناس بعد فان أفئدتهم تهوى إلیک و سیوفهم غدا مشهوره علیک قال: أخبرونی فهل لکم برسولی إلیکم؟ قالوا: من هو؟ قال: قیس بن مسهر الصیداوى فقالوا: نعم، اخذه الحصین ابن تمیم فبعث به الى ابن زیاد فأمره ابن زیاد ان یلعنک و یلعن اباک فصلى علیک و على ابیک و لعن ابن زیاد و أباه و دعا الى نصرتک و اخبرهم بقدومک فامر به ابن زیاد فالقى من طمار القصر فترقرقت عینا حسین (علیه السّلام) و لم یملک دمعه ثم قال: «منهم من قضى نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا.» اللهم اجعل لنا و لهم الجنه نزلا و اجمع بیننا و بینهم فی مستقر من رحمتک و رغائب مذخور ثوابک.»

«ناگهان چهار نفر را دیدند که از کوفه مى ‏آمدند، بر مرکبهاى خویش بودند و اسبى از آن نافع بن هلال را به نام کامل یدک کرده بودند. راهنمای آنان طرماح بن عدى، بر اسب خویش همراهشان بود. چون به حسین (علیه السّلام) رسید این اشعار را براى وى خواندند: «به خدا من امیدوارم که آنچه خدا براى ما خواسته، کشته شویم یا ظفر یابیم، نیک باشد.» گوید: حرّ بن یزید بیامد و گفت: «این کسان که از مردم کوفه‏ هستند جزء همراهان تو نبودند و من آنها را برمی گردانم یا بازداشت می کنم.» حسین (علیه السّلام) گفت: «از آنها، همانند خویش دفاع مى ‏کنم، آنها یاران و پشتیبانان من هستند. تعهد کرده بودى متعرض من نشوى تا نامه ‏اى از ابن زیاد سوى تو آید.» گفت: «بله، اما با تو نیامده بودند.» گفت: «آنها یاران من هستند و همانند کسانى هستند که همراه من بودند، اگر به قرارى که میان من و تو بوده عمل نکنى با تو پیکار مى‏ کنم.» گوید: حرّ دست از آنها بداشت.

گوید: آنگاه حضرت امام حسین (علیه السّلام) به آنها فرمود: «از مردم کوفه چه خبری دارید؟» مجمع بن عبد الله عائذى یکى از آن چهار نفری که تازه به امام پیوسته بودند، گفت: «بزرگان قوم را رشوههاى کلان داده ‏اند و جوالهایشان را پر کرده ‏اند که دوستیشان را جلب کنند و به صف خویش برند و بر ضد تو متفق شده اند. مردم دیگر دلهایشان به تو مایل است اما فردا شمشیرهایشان بر ضد تو برکشیده مى ‏شود.» گفت: «به من بگویید آیا از پیکى که سوى شما فرستادم خبر دارید؟» گفتند: «کى بود؟» گفت: «قیس بن مسهر صیداوى.» گفتند: «بله، حصین بن نمیر او را گرفت و پیش ابن زیاد فرستاد که بدو دستور داد ترا لعنت کند و پدرت را لعنت کند اما بر تو و پدرت درود گفت و ابن‏ زیاد و پدرش را لعنت کرد و آنها را به یارى تو خواند و از آمدنت خبرشان داد و ابن زیاد بگفت تا وى را از بالاى قصر به زیر انداختند.» گوید: اشک در چشم حضرت امام حسین (علیه السّلام) آمد و نتوانست نگهدارد. آنگاه گفت: «بعضى از ایشان تعهد خویش را به سر برده اند (به شهادت رسیدند) و بعضى از ایشان منتظر هستند و به هیچوجه تغییرى نیافته ‏اند. خدایا بهشت را جایگاه ما و آنها قرار بده و ما و آنها را در قرار رحمت خویش و ذخیره ‏هاى خواستنى ثوابت، فراهم آر.»

درباره شهادت مجمع بن عبد الله به همراه سه نفر دیگر از یاران حضرت امام حسین (علیه السّلام) در تاریخ طبری و مقتل الحسین مقرم (علیه السّلام) آمده است:

«فاما الصیداوى عمر بن خالد و جابر بن الحارث السلمانی و سعد مولى عمر بن خالد و مجمع بن عبد الله العائذى فإنهم قاتلوا فی أول القتال فشدوا مقدمین بأسیافهم على الناس فلما وغلوا عطف علیهم الناس فأخذوا یحوزونهم و قطعوهم من اصحابهم غیر بعید فحمل علیهم العباس بن على فاستنقذهم فجاءوا قد جرحوا فلما دنا منهم عدوهم شدوا بأسیافهم فقاتلوا فی أول الأمر حتى قتلوا فی مکان واحد.»

«عمرو بن خالد صیداوى و جابر بن حارث سلمانى و سعد غلام عمر بن خالد و مجمع بن عبد الله عایذى در آغاز جنگ، جنگ انداختند و با شمشیر به جماعت حمله بردند و چون در میان جماعت افتادند اطرافشان را گرفتند که از یارانشان جدا افتادند اما نه چندان دور. پس حضرت عباس (علیه السّلام) حمله برد و آنها را از میان جماعت رهایی داد اما زخمی شده بودند و بار دیگر دشمن به آنها نزدیک شد که با شمشیر حمله بردند. در همان آغاز چندان جنگیدند و همگی در یک مکان کشته شدند.»

شهید کشوری: تا آخرین قطره خون برای اسلام و اطاعت از ولایت فقیه خواهم جنگید.

بخشی از وصیت‌نامه شهید اکبر خمسه:

امّت مسلمان ایران! امام را تنها نگذارید، اتحاد و اخوت را در میان خودتان بیشترکنید و از تفرقّه دوری کنید و لحظه ای از یاد خداوند متعال غافل نشوید و قدر این رهبر عزیز را بدانید و پیرو بی چون و چرای او باشید، که این راه رستگاری و عاقبت به خیرشدن است و برای تعجیل در فرج امام زمان (عج) بسیار دعا کنید و وابسته به دنیا نباشید ...

بخشی از وصیت‌نامه شهید سید محمد رضا خالقی

هشتم دی ۱۳۴۳، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش سیدعلی‌اکبر، فرشنده لوازم خرازی بود و مادرش ربابه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. سیزدهم آبان ۱۳۶۲، در پنجوین عراق بر اثر اصابت ترکش به سر و سینه، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

بدانید که این دنیا محل آزمایش است و باید اهل عمل باشیم و سخن و راه شهدا را پیش گیریم و ندای تمامی شهدا را به تمام جهان برسانیم و بگوییم: «مکتبی که شهادت دارد، اسارت ندارد!»

شهید قاسم شاهدی‌علی‌آبادی

شهادت: نهم مهرماه 1361، در ســومار

بخشی از وصیت‌نامه:
مـن از ملـت مسـلمان ایـران و تمـام مسـتضعفان جهـان به عنـوان یـک مسـلمان می‌خواهــم کــه جلــوی تمــام دشــمنان اســلام در هرکجــا هســتند، ماننــد گروهک‌هــای چــپ و راسـت را به طـور قاطـع و جـدی بگیرنـد و نفَـس آنهـا را در سینه‌هایشـان خفـه کننـد تـا نتواننـد کوچکتریـن ضرب‌های بـه مـا بزننـد ...

شهید «محمدحسین نخبه‌روستا»

شهادت: ۱۳۶۵/۱۰/۱۹ در شلمچه، عـملیـات کربلای ۵

بخشی از وصیت‌نامه:

همیشه پشتیبان ولایت فقیه باشید قدر این نعمت‌الهی را بدانید. مگر نمی‌گوییم که‌ ای حسین جان، کاش ما هم در کربلا بودیم و یاریت می‌کردیم. حالا همان زمان است به یاری فرزندان حسین (ع) روح خدا بشتابد …

شهید جعفرعلی خرمی

شهادت: 5 دی‌ماه 1365 در شلمچه

بخشی از وصیت‌نامه:

من خدا را شکر می‌کنم که شما پدر و مادر چنین فرزندانی را تربیت کرده‌اید که می‌توانم در راه خدا و اسلام به جنگ دشمنان بپردازم ...

خداوندا، ما به خاطر ریاست‌طلبی یا گرفتن خاک ... نمی‌جنگیم، بلکه برای اثبات حقانیت اسلام و برپا داشتن عدالت جهانی در برابر استکبار جهانی می‌جنگیم ...

بخشی از وصیت‌نامه شهید «محمدعلی فتاحی اردکانی»

شهادت: 19 دی 1365 در شلمچه

ملت مسلمان و شهیدپرور بدانید که این انقلاب زمینه ساز حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) خواهد بود و خداوند وعده داده است که محرومان و مستضعفان جهان را به جانشینی خود در زمین قرار دهد و باید دانست که عمر همه ابر قدرتها و کشورهای سلطه‌گر به پایان رسیده است. آری وعده خدا حق است و باید از باری تعالی بخواهیم که ما را یاری کند تا بتوانیم به یاری دینش بپا خیزیم. (یا ایها الذین آمنوا تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم) ای کسانی که ایمان آورده اید اگر خدا را یاری کنید، خدا نیز شما را یاری می کند و قدمهای شما را استوار می‌گرداند ...
ای خواهرانم، ... ولی باید بدانید که ظلم و ستم فناپذیر است و شماها باید زینب گونه عمل کنی و پیام خون شهدا را به گوش جهانیان برسانید به شما توصیه می‌کنم فرزندان خود را به گونه‌ای تربیت کنی که آینده‌سازان خوبی برای اسلام و این مملکت باشند ...

شهید «سیّدنصراله میرهاشمی»

شهادت: بیست و هفتم دی 1365، در شــلمچه

بخشی از وصیت‌نامه:

عزیزان! اسلام در خطر است و این را بدانید که اسلام بهتر از مال و فرزند و عوامل فریبنده دنیا است که اگر کسی فریب این‌ها را بخورد در آخرت پشیمان خواهد بود. امام حسین (ع) می‌فرمایند: اگر با کشته شدن من دین جدّم محمّد زنده می‌ماند پس‌ای شمشیر‌ها مرا در بر گیرید.

برادران! خواهران! جنگی که در حال حاضر درگیر آن هستیم بین اسلام و کفر است و اگر کوچکترین تردیدی نسبت به این جنگ به خود راه بدهیم به والله در روز قیامت همگی باید جوابگو باشیم ... از ولایت‌فقیه پیروی کنید و پشتیبان امام باشید که به مملکت شما آسیب نخواهد رسید ...

شهید «نظرعلی رستمی»

شهادت: هشتم دی ماه ۱۳۶۶، در دزلی

بخشی از وصیت‌نامه:
قدر این رهبر و این جمهوری اسلامی را بدانید. چون نعمتی بس عظیم است. هر یک در مقابل اسلام و انقلاب اسلامی مسوول باشید. بی طرف نباشید بلکه عزت و شرف اختیار کنید و جهاد در راه خدا را فراموش نکنید تا رستگار شوید.
بسیج باعث خیر و برکت است‌. ای امت بیدار بسیج! امر امام است. اگر پیرو امام هستی، بسیجی باش. پایگاه های مقاومت بسیج برای شما خیر و برکت اند. این ها فرزندان و جگرگوشه‌های شمایند، با تمام وجود آن ها را حمایت کنید. مبادا اجازه دهید کوچک ترین دهن کجی به آن ها بشود و امام زمان (عج) از شما ناراحت شود ...

شهید محمدجعفر زمانی

شهادت: دهم دی 1364، در پســوه پیرانشهر

بخشی از وصیت‌نامه:
بـه فرامیـن خداگونـۀ حضـرت امـام به درسـتی عمـل کنیـد و بـه برادرانـم بگوییـد کـه تـا آنجایـی کـه می‌تواننـد، بـرای برپایـی اسـلام و حـق جـان خـود را فـدا نماینـد و از مـرگ نهراسـند؛ چـون اسـلام دیـن مبـارزه و شـهادت می‌باشـد و چـون ابرقدرت‌هـا ماننـد گرگـی وحشـی در کمیـن هسـتند تـا منافـع بشـری ایـران عزیـز را برباینـد؛ ولـی آنهـا کـور خوانده‌انـد؛ چـون بایـد اولا تمـام قرآن‌هـای دنیـا و تمـام جوان‌هـای مثـل مـن را از بیـن ببرنـد. در خاتمـه، بـه برادرانـم توصیـه می‌کنـم کـه اسـلحۀ از کف افتـادۀ مـرا نگذارنـد همچنـان بـر زمیـن بمانـد ...

شهید «باقر میردارنژاد»
شهادت: پانزدهم دی‌ماه 1365 در منطقه شلمچه و در عملیات کربلای پنج

بخشی از وصیت‌نامه:
امّت حزب الله
امام را تنها نگذارید.
على‌وار زندگى و عبادت کنید. وحدت و استقامت خود را
از دست ندهید.
توکّل به خداوند کنید ...

شهید «سیدمهدی میرحبیبی»
شهادت: دی ماه سال 1366 در ماووت

بخشی از وصیت‌نامه:
امروزه جامعه‌ی اسلامی ما محتاج به افراد متعهّد متخصّص است ... وقتی مسئولیّت گرفتید عکس‌های شهدا را در جلوی میزتان قرار دهید تا مبادا غافل شوید و فراموش کنید که شما مسئول خون شهدا هستید، مبادا فراموش کنید که شما خود به خود پشت این میزها نیامدید و اگر مسئولیّت گرفتید با تکبّر با مردم برخورد نکنید چون شهدا بی‌تکبّر به سوی خدا رفتند و از دافعه به جاذبه، بنا به گفته شهید بهشتی عمل کنید. نمی‌دانم دیگر چه بگویم و از کجا بگویم فقط می‌گویم با اخلاق اسلامی و برخورد صحیح با مردم داشته باشید ...

شهید «محسن میربراتی»

بیست و چهارم دی 1365، در پاســگاه‌ زید

بخشی از وصیت‌نامه:

به دوستان سفارش مى‌کنم سنگرهاى انقلاب را خالى نگذارند از جمله مسجد را و به مادرم سفارش مى‌کنم که در مرگ سرخ من زیاد ناراحت نشود و به خواهرم حجاب را و به برادرم سفارش مى‌کنم سنگر درس و جبهه را هرگز ترک نکند دیگر حرفى ندارم جز اینکه احکام اسلام را مو به مو اجرا کرده و ذره‌اى لغزش به خود راه ندهند در این راه ...

شهید جعفر دارابی
شهادت: این شهید بزرگوار در سال 1365، در سن 15 سالگی به درجه رفیع شهادت نائل آمد ...

بخشی از وصیت‌نامه:
اکنون که این افتخار را یافته‌ام که در جبهه اسلام علیه کفر حضور یابم، لازم می‌دانم هدف خود را بیان کنم. هدف من، احیای دین خدا و پاسداری از ارزش‌های اسلامی است. امام حسین (ع) می‌فرماید: «مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است ...
 

شهید ابوالفضل شفیعی: شهادت را آگاهانه انتخاب کردم ...
 

شهید محمدابراهیم توانچه

شهادت: سال 1359 در حین خنثی کردن مین

بخشی از وصیت‌نامه: همسرم، از تو می‌خواهم هیچ‌گاه به خاطر مادیات، اسلام را فراموش نکنی و فرزندان عزیزم را به شناخت اسلام و قرآن راهنمایی کنی ... به خاطر اسلام جنگیدم و این وظیفه هر مسلمان است که از دین محمد (ص) دفاع کند ...

شهید «عبدالله دیان سورکی»

شهادت: یازدهم بهمن ماه 1365، در شلمچه

بخشی از وصیت‌نامه:

جنگ جنگ است و عزت و شرف ما درگرو همین جنگ است از دیرباز دشمنان قسم خورده اسلام و قرآن که بنابر تصمیمشان نابودی تمام اسلام در هر منطقه از کره زمین می‌باشد نشانگر این است که آن‌ها کلا از اسلام وحشت دارند و نمی‌خواهند که در اسلام خصوصا کشور ما قرآن واسلام حاکم باشد ...

شهید «حسین بازدار»

شهادت: نوزدهم دی ماه 1365، در شلمچه

بخشی از وصیت‌نامه:

شهید گریه و زاری نمی‌خواهد؛ شهید رهرو می‌خواهد. خون شهید، اسلام را زنده نگه می‌دارد. اگر امروز از خون شهدا غافل شویم، در حق آنان کوتاهی کرده‌ایم. زندگی یعنی مبارزه و امتحان، و بدانید که حق همیشه پیروز است ...

شهید «قدرت‌الله صادقی رودانی»

شهادت: نوزدهم دی ماه 1365، در شلمچه

بخشی از وصیت‌نامه:

از شما می‌خواهم ادامه‌دهنده راه شهیدان باشید. اسلحه افتاده مرا حتماً به دست بگیرید. خواسته اصلی من این است که امام را تنها نگذارید و مثل مردم کوفه عمل نکنید ...

ای خواهران حزب‌الله از شما می‌خواهم حجاب‌تان را رعایت کنید ...

شهید «عبدالرضا مریدی»

شهادت: نوزدهم دی ماه 1365، در شلمچه

بخشی از وصیت‌نامه:

راه شهیدان را ادامه دهید که همان راه امام حسین بن علی(ع) است ...

ای پدر عزیز و مادر مهربان، شما در هدایت من دو چشم بودید. شما مرا مسلمان و آزاده تربیت کردید و من همیشه خوشحال بودم و خدا را شکر می‌کردم که در یک خانواده مسلمان بزرگ شدم و توفیق یافتم که در راه اسلام قدمی بردارم. من این توفیق را مدیون زحمات شبانه‌روزی شما می‌دانم ...

ان‌شاءالله خداوند به شما توفیق دهد که بتوانید خط شهدا را ادامه دهید و همچون پشتیبان امام باشید و در خط ایشان بمانید که به یقین، همان خط اسلام است ...

شهید علی اصغر کریمی:  ما شهید می شویم و شما مسئولیت دارید ...

شهید مدافع حرم شهید «رسول خلیلی»

شهید مدافع حرم شهید اصغر الیاسی

سال 1397 در جنوب حلب به شهادت رسید

پدر شهید مدافع حرم، پسرم می‌گفت:

«از خون شهدا باید بترسیم. اگر اعتقاد و ایمان به آخرت داریم باید از بیت‌المال حفاظت کنیم و دنباله رو راه شهدا باشیم» ...

اکنون که این افتخار را یافته‌ام که در جبهه اسلام علیه کفر حضور یابم، لازم می‌دانم هدف خود را بیان کنم. هدف من، احیای دین خدا و پاسداری از ارزش‌های اسلامی است. امام حسین (ع) می‌فرماید: «مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است.»

شهید مدافع حرم شهید علی اصغر کریمی

شرح زندگی شهید مدافع حرم شهید علی اصغر شیردل ...

دوست دارم بدنم در راه خدا تکه تکه شود
 

شهید مدافع حرم، شهید سیدعلی اصغر حسینی از رزمندگان لشکر فاطمیون بود؛ که در راه دفاع از حرم حضرت زینب(س)، در نبرد با تروریستهای تکفیری به شهادت رسید.

شهبد مدافع حرم شهید اصغر پاشاپور چگونه شهید شد؟

کانال فضیلتها | کانال طاووس الجَنَّه | کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز)

پایگاه اطلاع‌رسانی سید ابراهیم رئیسی:

https://raisi.ir/

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

*****

التماس دعا



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

‌بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

السلام علیک یا فاطمه الزهرا یا صدیقه الشهیده (سلام الله علیها)

ویژه نامه ولادت امام محمد تقی (ع) - جوادالائمه

ویژه نامه ولادت امام محمد تقی (ع) - جوادالائمه

ویژه نامه ولادت امام محمد تقی (ع) - جوادالائمه

ویژه نامه ولادت امام محمد تقی (ع) - جوادالائمه

ویژه نامه میلاد حضرت علی اصغر علیه السلام

 شیرخواره شش ماهه علی اصغر فرزند رباب، درخشان ترین چهره کربلا، بزرگترین سند مظلومیت و کوچکترین قربانی کربلا است. علی اصغر را باب الحوائج می دانند، اگرچه طفل کوچکی است، اما مقامش نزد خدا والاست

شهید مدافع حرم شهید محمد جواد رستمی
(ابو محمد)

شهید مدافع حرم
شهید سیدمحمدجواد حسن زاده لوشاب

برخی موارد مرتبط:

تصاویر/ شهید مدافع حرم محمد جواد قربانی

 

استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها، ائمه اطهار علیهم السلام، امام خامنه‌ای حفظه الله تعالی و ارواح طیبه شهداء صلوات

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

‌بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة

السَّلامُ عَلیَکِ یا فاطِمَهَ الزَّهرا(سلام الله علیها)

انسان ۲۵۰ ساله | امام هادی علیه‌السلام و جنگ روانی علیه خلیفه قدرتمند

انسان ۲۵۰ ساله / سیره سیاسی اهل بیت (علیهم السلام)/ انسان 250 ساله (کتاب) / مبارزه حاد سیاسی ائمه

حضرت امام هادی (علیه‌ السلام) / عسکریین/سامرا / امام علی‌النقی/امام هادی

شهید مدافع حرم شهید مهدی نوروزی

شهید مدافع حرم شهید محمد هادی ذوالفقاری

استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها، ائمه اطهار علیهم السلام، امام خامنه ای حفظه الله تعالی و ارواح طیبه شهداء صلوات

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 811
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 4
:: باردید دیروز : 63
:: بازدید هفته : 457
:: بازدید ماه : 1769
:: بازدید سال : 1769
:: بازدید کلی : 1769

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران